نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠
هوسرانی را هر روز فراهمتر سازیم و آنگاه بخواهیم با زور قانون آنها را بمردان متصل کنیم و به اصطلاح به ریش مردان بچسبانیم ؟ اسلام کاری کرده که مرد عملا زن را بخواهد و دوستدار او باشد ، اسلام هرگز نخواسته که بزور زن را بمرد بچسباند . بطور کلی هر جا که پای علاقه و ارادت و اخلاص در میان باشد و این امور پایه و رکن کار محسوب شوند جای اجبار قانونی نیست . ممکن است جای تأسف باشد ولی جای اجبار و الزام و اکراه نیست . مثالی ذکر کنم - میدانم که در نماز جماعت عدالت امام و اعتقاد مأمومین بعدالت او شرط است . ارتباط و اجتماع امام و مأمومین ارتباط و اجتماعی است که بر اساس عدالت امام و ارادت و علاقه و اخلاص مأمومین استوار شده است . قلب و احساسات رکن اساسی این ارتباط و اجتماع است . بهمین دلیل این اجتماع و ارتباط اجبار بردار و الزام بردار نیست . قانون نمیتواند ضامن بقاء و ادامه آن باشد . اگر مأمومین نسبت بامام جماعت خود بی علاقه گردند و اراده و اخلاصشان سلب گردد این ارتباط و اجتماع طبعا از هم پاشیده است خواه سلب اراده و علاقه و اخلاص مأمومین از امام بجا باشد یا بیجا . فرضا امام جماعت دارای عالیترین درجه عدالت و تقوا و صلاحیت باشد نمیتوان مأمومین را مجبور به اقتدا کرد . مضحک است اگر امام جماعتی به دادگستری عرض حال بدهد چرا مردم بمن ارادت ندارند ؟ چرا مردم بمن اعتقاد ندارند ؟ و بالاخره چرا مردم بمن اقتدا نمیکنند ؟ بلکه منتهای اهانت بمقام یک امام جماعت اینست که مردم را با قوه جبریه باقتداء به او وادار کنند .