نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
نظرها شبیه به روابط زن و مرد است و هرگاه ماده بخواهد با نر دیگری نزدیکی کند به سختی مورد تنبیه نر خود قرار میگیرد . دوکرسپینی در خصوص او را نگوتانهای برنئو میگوید که " آنها در خانوادههائی بسر میبرند که از نر و ماده و کودکان آنها تشکیل میشود " . و دکتر ساواژ در مورد گوریلها مینویسد که " عادت آنها چنین است که پدر و مادر زیر درختی مینشینند و بخوردن میوه و پرچانگی میپردازند ، و کودکان دور و بر پدر و مادر بر درختها جستن میکنند ، زناشوئی در صفحات تاریخ پیش از ظهور انسان آغاز شده است . اجتماعاتی که در آنها زناشوئی موجود نباشد بسیار کم است ، ولی کسی که در جستجو باشد میتواند عدهای از چنین جامعهها را پیدا کند " . غرض اینست که احساسات خانوادگی برای بشر یک امر طبیعی و غریزی است ، مولود عادت و نتیجه تمدن نیست ، همچنانکه بسیاری از حیوانات بطور طبیعی و غریزی دارای احساسات خانوادگی میباشند . علیهذا هیچ دورهای بر بشر نگذشته که جنس نر و جنس ماده بطور کلی بدون هیچگونه قید و شرط و تعهد ولو تعهد طبیعی با هم زیست کرده باشند . چنان دوره فرضی مساوی است با اشتراکیت جنسی که حتی طرفداران اشتراکیت مالی در ادوار اولیه چنان دورهای را ادعا نمیکنند . فرضیه چهار دوره در روابط زن و مرد یک تقلید ناشیانهای است از فرضیه چهار دورهای که سوسیالیستها درباره مالکیت قائلند . آنها میگویند بشر از لحاظ مالکیت چهار دوره را طی کرده است : مرحله اشتراک اولیه ، مرحله فئودالیسم ،