نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
عقیده بطلمیوسی کهن درباره هیئت زمین و آسمان و مرکزیت زمین و گردش کرات آسمانی بدور زمین بود ، با رفتن این عقیده جائی برای اشرف مخلوقات بودن انسان باقی نمیماند . از نظر غرب اینها همه خود خواهیهائی بوده است که در گذشته دامنگیر بشر شده است ، بشر امروز متواضع و فروتن است ، خود را مانند موجودات دیگر بیش از مشتی خاک نمیداند ، از خاک پدید آمده و به خاک باز میگردد و بهمین جا خاتمه مییابد . غربی ، متواضعانه ، روح را بعنوان جنبهای مستقل از وجود انسان و بعنوان حقیقتی قابل بقاء نمیشناسد و میان خود و گیاه و حیوان از اینجهت فرقی قائل نمیشود ، غربی ، میان فکر و اعمال روحی و میان گرمای زغال سنگ از لحاظ ماهیت و جوهر تفاوتی قائل نیست ، همه را مظاهر ماده و انرژی میشناسد ، از نظر غرب صحنه حیات برای همه جانداران و از آن جمله انسان میدان خونینی است که نبرد لا ینقطع زندگی آن را بوجود آورده است ، اصل اساسی حاکم بر وجود جانداران و از آنجمله انسان اصل تنازع بقا است ، انسان همواره میکوشد خود را در این نبرد نجات دهد ، عدالت و نیکی و تعاون و خیرخواهی و سایر مفاهیم اخلاقی و انسانی همه مولود اصل اساسی تنازع بقاء میباشد و بشر این مفاهیم را بخاطر حفظ موقعیت خود ساخته و پرداخته است . از نظر برخی فلسفههای نیرومند غربی ، انسان ماشینی است که محرک او جز منافع اقتصادی نیست ، دین و اخلاق و فلسفه و علم و ادبیات و هنر همه رو بناهائی هستند که زیر بناء آنها طرز تولید و پخش و تقسیم ثروت است ، همه اینها جلوهها و مظاهر جنبههای اقتصادی زندگی انسان است .