عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
آن است. در يك نبرد، علاوه بر اينكه هدف كلى و مقصود معنوى بايد مشخص باشد، نيروها نيز نسبت به هدف بايد توجيه شده و ايمان پيدا كنند تا بتوانند با انگيزه دستيابى به هدف مقدس در صحنه جنگ شركت نمايند.
پس شرط نخست، هدفدار بودن و هدف صحيح و متعالى داشتن و شرط دوم ايمان به هدف و باور كردن ارزش و تعالى آن است بطورى كه تبليغات دشمن تزلزلى در افكار و عقايد به وجود نياورد و شرط سوم استوار ماندن در راه هدف و پايدارى كردن و فداكارى نمودن است.
اگر اين شرايط محقق شود و رزمنده اطمينان پيدا كند كه هدفش ارزشمند و نبرد او فىسبيل اللَّه است و جانبازى و پايدارى او از جانب خداوند پاداش داده مىشود، بعلاوه ثبات و استوارى او متضمن غلبه بر دشمن و نابودى او نيز هست، چنين شخصى ديگر شكست ناپذير بوده و با پيروزى فاصلهاى نخواهد داشت. در اين مورد ايمان مستحكم برخى از مسلمانان صدر اسلام و نيز رزمندگان سلحشور در دفاع هشت ساله ملت ايران و جوانان پرشور جنوب لبنان و ديگر سرزمينهاى اسلامى بهترين الگو و سرمشق است.
عمار ياسر را بنگريم كه در جنگ صفين چنين مناجات مىكند: «... خداوندا! از روى دانشى كه به من آموختى مىدانم كه امروز عملى در پيشگاه تو پسنديدهتر از جهاد با اين فاسقان نيست » «١» و همو در جواب آن مرد كه در جنگ با شاميان بظاهر مسلمان، ترديد پيدا كرده بود، پس از روشنكردن حقيقت و بيان واقعيت چنين گفت: «واللَّه آنها ذرهاى (به اندازه خارى كه در چشم مگس فرو رود) به جانب حق متمايل نيستند قسم به خدا اگر آنقدر ما را با شمشيرهايشان بزنند و ما را تا نخلستانهاى سرزمين- هجر- عقب برانند همانا من مىدانم كه در مسير حقم و ايشان بر باطل.» «٢» ناگفته نماند كه تنها هدف صحيح و بلند داشتن، پيروزى آفرين نيست، بلكه مهمتر از