عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٢
ه- تجربه:
تجربه كافى در مسائل، فرمانده را بر امور مسلّط و با مشكلات آشنا و براى رفع آنها آماده مىسازد. به همين جهت، حضرت على (ع) به عمر فرمود: تو خود براى جنگ از مدينه خارج نشو، ليكن مردى جنگ ديده را به سوى آنان بفرست. «١» نقش فرمانده در پيروزى اكنون كه به اختصار به اهمّيت فرماندهى در جنگ و ويژگيهاى آن آشنا شديم، به نقش فرماندهى در پيروزى مىپردازيم:
نقش فرمانده در پيروزى را در دو چيز كه از وظايف اوست، بايد جستجو كرد:
الف- ايجاد هماهنگى در نيروها:
براى رسيدن به هدف مشترك در كارهاى جمعى، هماهنگى افراد امرى ضرورى است وبدون آن دستيابى به مقصود امكان پذير نيست؛ هر چند افراد بيشترين تلاش خود را به كار گيرند. هماهنگى در كارهاى نظامى از اهميّت بسيار زيادى برخوردار است، بطورى كه مىتوان گفت: موفقيت در هر عملى در واحد نظامى مرهون رعايت هماهنگى، و شكست در نتيجه ناهمگونى ودر هم ريختگى است.
همسويى تلاشهاى كليه افراد، نهادها، واحدهاى برنامهريزى، اجرايى، رزمى، تداركاتى و ديگر دستاندركاران به منظور دستيابى به هدف معين و مشترك «هماهنگى» نام دارد. اگر فرد، گروه يا قسمتى در اين مجموعه با ديگران همسو نباشد، بدون شك با خارج شدن از اين گردونه و ناهمگونى خويش، هدف را دور از دسترس قرار مىدهد.
نقش مثبت هماهنگى را در پيروزى نيروهاى رزمى در دو جهت مىتوان جستجو كرد.
يكى جلوگيرى از تلاشهاى پراكنده و ديگرى افزايش توان رزمى.
ممكن است تلاشهاى بسيارى صورت گيرد، ليكن بر اثر پراكندگى و نبودن جهت و مسير معين، راه به مقصد نبرده و مشكلى از پيش پا برداشته نشود، در حالى كه با