عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٣
سازماندهى مجدد به ميدان نبرد برگردند و دوباره جنگ خونين راه بيندازند. بدين خاطر مردم به خانههايشان باز گشتند، در حالى كه قصد جنگ، مخالفت و توطئه نداشتند و حكم چنين گروهى اين است كه شمشير از سرشان برداشته شود و مورد اذيت و آزار قرار نگيرند. اما نيروى دشمن در جنگ صفيّن به گروه و سازمان نيرومند و آمادهاى ملحق مىشدند و به پيشوا و فرماندهى پناه مى بردند كه دوباره آنها را به سلاح، زره، نيزه و شمشير مجهّز مىكرد و با دادن پاداش ماّدى و وعده هاى دنيوى، آنها را به ميدان نبرد مىفرستاد تا آتش جنگ را بار ديگر شعله ور سازند. فراريان چنين گروهى دوباره به ميدان باز مىگشتند. مجروحان خوب مىشدند. مريضها بهبود مىيافتند، پيادهها سواره مىشدند و همگى به سوى نبرد بسيج مىگشتند. طبيعى است كه حكم اين دو گروه يكى نيست. «١» نقش تعيين هدف در تحقق پيروزى هر تلاش و فعّاليتى بدون تعيين هدف و مقصود، مثل تير انداختن در تاريكى است.
تعيين هدف در امور نظامى و عمليات جنگى از اهميّت بسيار زيادى برخوردار بوده و بدون تعيين و تشخيص هدف، نه تنها نمىتوان نتيجه مطلوبى به دست آورد، بلكه ممكن است صدمات و خسارتهاى جبران ناپذيرى وارد شود. به همين جهت، مسؤولان و فرماندهان جنگ در هر مرحله از تلاشهاى نظامى و فعاليتهاى جنگى خود سعى مى كنند هدفى را مشخص كرده و راههاى دستيابى به آن و موانع موجود را مورد ارزيابى قرار داده و نسبت به آن شناخت كاملى داشته باشند. در اين صورت است كه با كمك عوامل ديگر پيروزى، رسيدن به هدف امكان پذير مىشود در حالى كه اگر عوامل ديگر، آماده باشد، ولى هدف مشخص نگردد يا مبهم بوده و شناسايى نشود، به دست آوردن پيروزى ممكن نخواهد بود.