عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٢
خونريزى و بدون مقاومت عمده، تصرف شد و اسلام و توحيد بر كفر و شرك چيره گشت.
ج- انعكاس تاكتيكهاى پيامبر (ص) در روحيه مردم:
نه تنها ابوسفيان با مشاهده وضعيت سپاه اسلام به هراس افتاده بود، بلكه مردم مكه بويژه سران دشمن كه بدترين ستمها را بر پيامبر (ص) روا داشته و جنگهاى خونينى عليه ايشان به پا كرده بودند از اين موضوع، هراسناك شدند.
از اين رو عدّهاى به كوههاى اطراف پناه برده و عدّهاى نيز در شهر مخفى شده بودند و با خود مىپنداشتند كه پيامبر (ص) همه آنان را به علت سوابق گذشته از دم تيغ خواهد گذراند. همه در حالت حيرت و اضطراب به سر مىبردند كه ناگهان پيامبر با دو جمله زير افكار مختلف آنان را بر هم زد:
«ما تَظُنُّونَ؟ وَ ما انْتُمْ قائِلُونَ؟» درباره من چگونه مىانديشيد و چه مىگوييد؟
سهيل بن عمرو گفت: ما جز خوبى و نيكى دربارهات نمىانديشيم. تو را برادر بزرگوار خويش و فرزند برادر بزرگوار خود مىدانيم.
پيامبر كه مهربان و با گذشت بود وقتى با جملههاى عاطفى آنان رو به رو شد، چنين گفت: درباره شما همان سخن را مىگويم كه يوسف درباره برادرانش گفت: «١» «قالَ لاتَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُاللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ ارْحَمُ الرّاحِمينَ» «٢» امروز بر شما ملامتى نيست، خدا گناهان شما را بيامرزد، او مهربانترين مهربانان است.
بدين ترتيب، پيامبر (ص) با به كارگيرى شيوههايى كه به وحشت و هراس دشمن انجاميد و فكر هر نوع مقابله و مقاومت را از وى گرفت، به بزرگترين موفقيّت نظامى دست يافت و مكّه در رمضان سال هشتم هجرى به دست پرتوان سپاهيان اسلام فتح شد و بزرگترين پايگاه شرك براى هميشه سقوط كرد. «٣»