عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٨
سپاه معاويه اعزام داشت، معاويه با ديدن سيل جمعيّت، پيروزى خود را در صحنه نظامى مشكل ديد. از اين رو به فكر افتاد تا با فريفتن افراد آنان را به زانو درآورد. وى با شناختى كه از نقطه ضعف فرمانده نيروهاى امام حسن (ع) «عبيداللَّه» داشت، نامهاى بدين مضمون به او نوشت:
حسن بن على نامهاى به من نوشته و طى آن عوامل پيروزى و شكست ٢٠٨ ج - قوم عاد:
ص : ٢٠٧ خواستار صلح شده و حكومت را به من واگذار كرده است، و تو اگر اكنون به من جواب مثبت داده و خود را تسليم كنى، مبلغ يك ميليوندرهم به تو اختصاصداده و به مقامى كه در شأن توست نصبمىكنم، ولى اگر فرصت را از دستدهى، درحالى به من خواهى پيوست كه بهرهاى از پست و مقام نخواهى داشت. «١» عبيداللَّه با خواندن نامه، شبانه با دارودسته همفكر خود به اردوگاه معاويه پناهنده شد و براى هميشه خود را مورد نفرت آزادمردان و آزاد انديشان قرار داد.
با مطالعه تاريخ مىتوان دريافت كه امام حسن (ع) با چه خون دلى آن نيروها را جمع كرده و راهىِ جبهه ساخته بود، و نيز در چه موقعيّت حساسى اين نبرد انجام مىگرفت، كه اگر اين نبرد به نفع اسلام صورت مىگرفت، هرگز معاويه، سردسته تبهكاران و منافقان زمان، صلح تحميلى خويش را بر آن حضرت هموار نمىكرد و هرگز مؤمنان، زيردست معاويه قتل عام نمىشدند و صدها خيانت و جنايت ديگر پيش نمىآمد، اما يك خيانت كه از دنيادوستى، شهوت پرستى و رفاه و مقام طلبى عدّهاى سرچشمه مىگرفت، باعث اين پيامدها شد.
چنان كه در كتاب «صلح امام حسن (ع)» در مورد بخشى از علل شكست سپاه آن حضرت آمده است: ... سرانجام، گروهى از مردم سست عنصر كه بطور معمول هنگامه جنگ را با گريز علاج مىكنند، و چه بسا اميدى به جز گردآورى غنيمت ندارند، (در ميان جمعيّت) قرار گرفتند ... خطرى كه از پيوستن اين عده، سپاه امام حسن (ع) را تهديد مىكرد، بزرگتر از خطرى بود كه از دشمن روبهرو و آشكار انتظار مىرفت. «٢» در جنگ صفين يك گروه از نيروهاى حضرت على (ع) به فرماندهى «خالد بن معمر»