عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
و به مراكز دشمن هدايت كرد. وقتى كه چشمشان به نيروى دشمن، كه از استعداد بالايى برخوردار بود «١» افتاد، به طالوت گفتند:
«ما قدرت مبارزه با اين دشمن پرتوان را نداريم.» سپس از جبهه عقبنشينى كردند و تنها ٣١٣ نفر (به تعداد لشكر اسلام در غزوه بدر) رزمنده با ايمان و مطيع براى جنگ باقى ماندند. اين گروه ثابتقدم كه به معاد يقين داشتند در برابر دشمن ايستادگى كرده، چنين گفتند:
«كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةً غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِأِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ» «٢» چه بسا گروه اندكى كه به خواست خدا بر گروه بسيارى (با استعداد بالا) غلبه يافته و خدا پشتيبان صابران است.
طالوت سپاه ٣١٣ نفرى خود را در برابر لشكريان عظيم «جالوت» آرايش داد.
جنگجويان همگى دست نيايش بسوى خدا برداشته و گفتند:
«قالوُا رَبَّنا افْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ اقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ» «٣» پروردگارا! به ما صبر و استوارى بخش و ما را ثابت قدم دار و بر گروه كافران پيروز گردان.
در جبهه مقابل، «جالوت» خود فرماندهى لشكريان را برعهده داشت و سوار بر فيل، در حالى كه تاجى بر سر گذاشته و ياقوتى بر پيشانى آويزان كرده بود، پيشاپيش افرادش قرار گرفته بود. جالوت مبارز طلبيد. از ميان سپاه طالوت، جوانى كم سن و سال ولى شجاع و بىباك به نام «داوود» به پيش شتافت و با فلاخنى كه همراه داشت سنگى به طرف فرمانده مشركان پرتاب كرد كه بر پيشانى او نشست. «جالوت» از فيل به زمين افتاد و به هلاكت رسيد. نيروى دشمن با ديدن اين صحنه، همگى پا به فرار گذاشتند و خداوند بدين وسيله طالوت را بدون دادن تلفات بر كفار و «جالوت» پيروز گرداند. سپس به داوود حكمت و دانش عطا فرمود و وى را به پيامبرى برگزيد. «٤»