عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥١
مؤثّرى در پيروزى دارد. قسمت عمده هماهنگى در سايه اطاعت كامل نيروها از فرمانده تأمين مىگردد، چرا كه در اين صورت، همه طبق يك دستور، حركت مىكنند و با پيروى از رهبرى واحد، بسيارى از مسائل اختلافى و سليقههاى شخصى كنار گذاشته شده، وحدت و همدلى حاصل مىگردد.
على عليهالسلام هنگام برشمردن علل پيروزى سپاهيان معاويه به هماهنگى آنان اشاره كرده، مىفرمايد: علتش اين است كه آنان از رهبر خويش- معاويه- اطاعت مىكنند و شما از دستورهاى من سر باز مىزنيد. «١» * نتيجه دوم، افزايش توان رزمى نيروهاست. در سايه اطاعت و تسليم نيروها در برابر دستورهاى فرمانده، توان رزمى و قدرت دفاعى آنان نيز بمراتب بيشتر مىشود. اين موضوع را نيز مىتوان از سخن اميرمؤمنان على عليهالسلام دريافت؛ آنجا كه ضمن گلايه از اختلاف و تمرّدِ نيروها خطاب به آنان مىفرمايد: ... به خدا سوگند! من دوست دارم كه معاويه با من معامله دينار و درهم مىنمود و ده تن از شما را با يك نفر از نيروهاى (مطيع) خود معاوضه مىكرد. «٢» از اين سخن حضرت مىتوان دريافت كه اطاعت نيروها بر افزايش قوّت و قدرت رزمى آنان مؤثر بوده و آنها را در مقابله با نيروهاى دشمن، استوار و مقاوم نگه مىدارد و بنابه گفته محمد عبده در شرح نهج البلاغه، اين قانونى است غيرقابل تغيير كه نيروهاى مطيع در هر كجا كه باشند چه در كنار معاويه يا در كنار على (ع)، به هر صورت، اين ويژگى در هر يك از اردوگاههاى حق يا باطل وجود داشته باشد، تأثير خود را خواهد گذاشت. «٣» چنان كه خود آن حضرت با صراحت فرمود: سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و موجود جاندار را بيافريد ... اين جمعيّت (سپاه معاويه) بر شما پيروز خواهند شد، در حالى كه پيروزى آنها به خاطر اين نيست كه آنان به حق نزديكترند، بلكه به خاطر