عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
آدمى را كه خبرش مطابق با واقع و خارج باشد «صادق» مىگويند، ليكن از آنجايى كه بطور استعاره و مجاز «اعتقاد، عزم و اراده» را نيز قول ناميدهاند، در نتيجه صدق را در اين مورد نيز استعمال كرده و انسانى را كه عملش مطابق با اعتقادش باشد يا كارى كه مىكند با اراده و تصميمش مطابق باشد صادق ناميدهاند. «١» علامه طباطبايى (ره) در جايى ديگر مىنويسد:
«صدق» وصفى است كه تمامى فضايل علم و عمل را در بر مىگيرد، زيرا ممكن نيست كسى داراى صدق باشد، ولى چهار ريشه اخلاق فاضله، يعنى عفت، شجاعت، حكمت و عدالت را نداشته باشد، چون آدمى به غير از اعتقاد، قول و عمل چيز ديگرى ندارد. «٢» ٢- انواع صدق علماى اخلاق براى صدق شش معنى بيان كردهاند، كه بطور مختصر بيان مىشود.
يكى از انواع آن، صدق در گفتار است.
«مَنْ حَفِظَ لِسانَهُ عَنِالْاخْبارِ عَنِ الْاشْياءِ عَلى خِلافِ ما هِىَ عَلَيْهِ فَهُوَ صادِقٌ» «٣» صادق در گفتار كسى است كه زبانش را از خبرهايى كه خلاف واقع است حفظ كند. (اين قسم از مشهورترين انواع صدق است.)
نوع دوم، صدق در نيّت است.
«انْ لا يَكوُنَ لَهُ باعِثٌ فِى الْحَرَكاتِ وَالسَّكَناتِ الَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ» «٤» كسى كه در تمام حركات و سكناتش كسى جز خدا را در نظر نگيرد صادق در نيّت است. (اين قسم به اخلاص برگشت مىكند.)
صدق در عزم، نوع سوم از انواع صدق است. انسان گاهى تصميم مىگيرد كه كارى را