عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٧
را به استضعاف كشانده بودند؛ فرزندان پسر از قوم بنىاسرائيل را مىكشتند و زنان را زنده مىگذاشتند. و هر مخالفتى را سركوب مىكردند. نه تنها رسالت حضرت موسى عليهالسلام را نپذيرفتند بلكه عليه او به مبارزه برخاستند. هنگامى كه ترفند سحر آنان نافرجام ماند، روى موسى و مؤمنان شمشير كشيدند، ولى غافل از اينكه اين شمشير وقتى كارگر است كه خدا بخواهد. به موسى وحى رسيد كه شبانه مؤمنان را از مصر حركت بده كه وقت هلاكت فرعونيان فرا رسيده است، موسى قوم خود را به سوى رود نيل و فلسطين حركت داد. فرعون و لشكريانش كه به سلاح و قدرت نظامى خود مغرور بودند و با اين انديشه كه بدون شك پيروز خواهند شد، به تعقيب موسى (ع) و قومش پرداختند، موسى را در كنار رود نيل يافتند و خوشحال بودند كه هيچ راهى براى آنان باقى نمانده است.
به موسى وحى رسيد كه عصا را به دريا بزن او نيز چنين كرد و دوازده راه خشكى پديد آمد. حضرت موسى و بنىاسرائيل به سلامت عبور كردند و نجات يافتند. فرعون و لشكريانش به طمع پيروزى و غافل از قدرت الهى به تعقيب خود ادامه دادند، اما همين كه به وسط دريا رسيدند دو طرف آب به هم چسبيد و آنها را به هلاكت رساند. بدين صورت به خشم خداوند دچار شدند و رحمت الهى، مؤمنان را نجات داد.
«فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَاغْرَقْناهُمْ فِى الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِاياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلينَ» «١» از آنها انتقام گرفتيم. پس آنان را در دريا غرق كرده و به هلاكت رسانديم، زيرا فرعون و طرفدارانش آيات ما را تكذيب كردند و از آيات (انتقام) ما غافل بودند.
ج- قوم عاد:
حضرت هود، قوم خود را از بتپرستى نهى مىكرد و به عبادت پروردگار دعوت مىنمود، ولى آنان در انحراف خود لجاجت مىورزيدند و هود (ع) را مسخره مىكردند.
هود گفت: من اتمام حجت كردم و رسالت خود را به پايان رساندم و به خداى متعال