عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٢
امام على (ع) براى سركوبى ياغيان و غارتگران اعزامى از سوى معاويه، دو هزار نفر از مردم كوفه را به فرماندهى «معقل بن قيس» تجهيز كرد و در نامهاى به «عبداللَّه بن عباس» حاكم بصره نوشت: دو هزار تن از جنگجويان بصره را به فرماندهى فردى سرسخت، شجاع، بىباك و شناخته شده به نيكى در پى معقل بن قيس بفرست. تاچندى كه با معقل برخورد نكرده، او فرمانده سپاه خويش است، اما هنگام رسيدن دو سپاه به يكديگر معقل فرمانده كل است، و بايد او از معقل فرمان برد و به سخن او گوش فرا دهد و با امر وى مخالفت نكند. «١» الف- چرا بايد فرمانده يكى باشد؟
موضوع «وحدت فرماندهى» واهميّت و نقش آن در موفقيت يا شكست نيروهاى رزمى را بايد با توجه به مسائل زير بررسى كرد:
١- انسانها هر يك داراى شعور، سليقه و ديدگاه خاص خود هستند.
٢- ديدگاه و سليقه شخصى هر كس در تصميم گيريهاى او بسيار مؤثر است.
٣- هر فرماندهى در حوزه وظايف و اختيارات خود تصميم مى گيرد.
٤- تصميم گيرى در امور نظامى، نقش حياتى دارد.
٥- انسانها بطور طبيعى دوست دارند مستقل بوده و زير بار ديگران نروند.
٦- نيرو در مأموريت نمى تواند از فرمان بيش از يك فرمانده اطاعت كند.
با در نظر گرفتن موارد بالا جواب اين پرسش نيز روشن مى گردد كه چرا بايد نيروهاى نظامى از فرماندهى و رهبرى واحدى برخوردار باشند؟ زيرا با تعدّد فرماندهى و دخالت دادن سليقههاى گوناگون در تصميم گيريهاى نظامى رشته نظم گسسته خواهد شد و شيرازه هماهنگى از هم خواهد پاشيد.
در اين مورد آيه شريفه «لَوْ كانَ فيهِما الِهَةٌ الّا اللَّهُ لَفَسَدَتا» «٢» شاهد زيبايى است كه نقش تعدد مراكز تصميم گيرى را در آشفتگى و به هم ريختگى امور به نمايش مىگذارد.