عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢١
از رهنمود امام على (ع) چنين درمىيابيم: كسى كه مىخواهد پيروز گردد بايد به جاى دفاع، حمله را برگزيند؛ زيرا كسى كه پيش از رقيبش اسلحه خود را شليك مىكند، به او فرصت اقدام نمىدهد و بر او پيروز مىشود؛ هر چند كه دشمن نيرومندتر و يا سپاه و تجهيزات بيشترى در اختيار داشته باشد. ممكن است اهداف عمليات آفندى، انهدام نيروى دشمن، محروم ساختن او از منابع حياتى و اقتصادى، فراهمآوردن زمينههاى عمليات، فريب، گسترش اطلاعات و وارد كردن ضربه نهايى باشد كه به وسيله ابتكارات فرماندهى، تاكتيكهاى جديد، طرحهاى دقيق و هماهنگيهاى كامل و ... قابل دستيابى است. گر چه رسول خدا (ص) در بيشتر جنگها به اين اصل اهميت مىداده است، ليكن به اختصار تنها نبرد خيبر را مثال مىآوريم.
ج- غزوه خيبر «١»:
يهوديان خيبر بر ضد اسلام بسيار توطئه مىكردند. اعراب را به جنگ با اسلام فرا مىخواندند و به دشمنان اسلام كمكهاى اقتصادى مىكردند؛ آتشافروز جنگ احزاب بودند و هر روز خود را با خريد سلاح و مهمات قويتر مىساختند و در واقع كانون خطرى براى اسلام محسوب مىشدند. از اين رو، رسول خدا (ص) براى از ميان برداشتن اين كانون خطر با ١٤٠٠ نظامى و دويست سواره نظام عازم منطقه خيبر شد و شبانه تمام نقاط حساس و راههاى ارتباطى دژهاى خيبر را به تصرف درآورد. اين كار بقدرى سريع و مخفيانه صورت گرفت كه حتى ديدبانان دژها از آن آگاهى نيافتند.
يهوديان هفت «٢» دژ استوار و نفوذناپذير، با ديوارهاى سر به فلك كشيده، در بلنديهاى آن منطقه ساخته بودند كه بر همه جا مسلّط بود و از آنجا مىتوانستند دشمن را با منجنيق و وسائل دفاعى سنگباران كنند. بعلاوه، دژها داراى برجهاى ديدهبانى بود كه ديدبانان اخبار را سريع به فرماندهان نظامى گزارش مىدادند. در داخل دژها دو هزار مرد جنگجوى آموزش ديده و مجرّب وجود داشت كه تنها به كار نظامى و دفاعى