عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩
نظامى بودهاند، نشان مىدهد كه ايشان بطور معمول پيش از حركت نيروها با ترتيب جلسات سخنرانى و ايراد خطبه، اهداف جنگ و برخى مسائل لازم ديگر را براى نيروهاى خود تشريح مىكردند. به عنوان مثال حضرت على (ع) قبل از حركت نيروها در جنگ جمل با پاسخ دادن به سؤال يكى از رزمندگان او را آگاه و قانع مىكند. جريان از اين قرار است:
رزمندهاى از اميرمؤمنان (ع) پرسيد: اى على! ما را به كجا مىبرى و در اين نبرد چه هدفى را تعقيب مىكنى؟ حضرت فرمود: هدف ما از اين حركت اگر دشمنان بپذيرند و جواب مثبت دهند، اصلاح است.
- اگر پاسخ مثبت ندادند چه كار خواهيم كرد؟
- در آن صورت ما معذورشان داشته و با حق و عدالت و بردبارى با آنان برخورد مىكنيم.
پس از سؤال و جواب، يكى از افراد به آن حضرت گفت: چنان كه شما در گفتار ما را خشنود كردى، ما نيز در عمل شما را خرسند خواهيم كرد. «١» در اين فراز تاريخى نقش و تأثير آگاهى افراد از اهداف مبارزه و روشنكردن آن بروشنى تجسّميافته است، بطورى كه يكى از مجاهدان مىگويد: ما نيز در عمل يعنى به هنگام پيكار با دشمن، با فداكاريهاى خود، شما را خشنود خواهيم كرد.
همچنين مقيد بودن آن حضرت نسبت به روشن كردن مسائل جنگ براى نيروها و توجه به اهميّت روشنشدن اهداف دشمن و حقانيت خويش، على (ع) را بر آن مىدارد كه پس از اعلان جنگ از طرف طلحه و زبير با نيروهايش سخن بگويد، ابومخنف نقل مىكند: چون فرستادگان على عليهالسلام از نزد طلحه و زبير و عايشه برگشتند و آن حضرت را به جنگ خبر دادند، امام ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيغمبر (ص) فرمود: اى مردم! من صبر كردم و منتظر شدم ... تا شايد اين جماعت پشيمان شده و برگردند. من آنها را بر عهدشكنى سرزنش نمودم و ظلمشان را ثابت كردم ... امّا