عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٥
* كشتن عمروبن عبدود عمربن عبدود به همراه چندتن از نظاميان با پرش اسب از باريكترين نقطه خندق عبور كردند و در برابر مسلمانان ايستاده، رجز خواندند. با اينكه رسول خدا (ص) دستور داده بود كه جواب او را بدهند، هيچ يك از مسلمانان حاضر نشد، پاسخ عمرو و يارانش را بدهد. چنان بى تحرك و خاموش نشسته بودند كه گويى پرنده برسرشان لانه كرده است «١». اميرمؤمنان (ع) به پاخاست و با اجازه رسول خدا (ص) به ميدان شتافت و با عمرو به نبرد پرداخت. حضرت على (ع) در آن دم تدبيرى به كاربست. به عمرو فرمود:
تو كه جنگجوى عربى، پس چرا با كمك ديگران به نبرد من آمدهاى؟ همين كه عمرو به عقب نگاه كرد، على (ع) با يك ضربه سريع، دوساق پايش را قطع كرد و عمرو ميان گردو غبار به زمين افتاد. سپس آن حضرت سر از تنش جدا كرد و سر او را در حالى كه از آن خون مى ريخت، نزد رسول خدا (ص) آورد.
پيامبر (ص) فرمود: با او حيله كردى؟
اميرمؤمنان (ع) عرض كرد: آرى، جنگ خدعه است. «٢» * نتيجه رسول خدا (ص) تدابير ديگرى نيز در اين نبرد به كار گرفت كه به ضميمه تدابير ياد شده و با كمك امدادهاى غيبى! لشكر احزاب كه حدود يك ماه مدينه را در محاصره خود داشت به هزيمت كشيده شد واسلام پيروز گشت. بطور خلاصه، عوامل شكست احزاب و پيروزى مسلمانان بدين قراربود:
١- به كارگيرى خدعه و فريب ٢- عمل قهرمانانه اميرمؤمنان (ع) در كشتن عمرو براثر خدعه ٣- امداد هاى الهى ابوسفيان به هنگام فرار گفت: اى گروه قريش! جاى ماندن نيست، اسبان و شتران و