عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
بايد گفت: اختلاف سليقه و تفاوت افكار در مسائل اجتماعى ريشه در وجود انسان دارد، چرا كه انسانها داراى فكر و شعورند و هر يك بگونهاى خاص مىانديشند. در اين صورت طبيعى است كه مسائل اختلافى بروز كند؛ زيرا هر كس طبق درك و برداشت خويش عمل مىكند. بنابراين نمىتوان گفت: چرا اختلاف بوجود مىآيد؟ بلكه بايد گفت: چگونه مىتوان اين اختلافها را از ميان برد يا كاهش داد و مسائل و مواضع اختلافى را به وحدت و يگانگى تبديل كرد؟
علّامه طباطبايى (ره) در تفسير الميزان در اين زمينه مىفرمايد: بروز و ظهور اختلاف در جامعه، ضرورى و غير قابل انكار است؛ همان گونه كه رفع اختلاف نيز براى افراد بشر در يك جمع، لازم و ضرورى است. «١» حال كه بروز اختلاف اجتناب ناپذير است، بايد عوامل گسترش دهنده اين پديده شوم شناسايى شود، تا از شيوع اين مرض مهلك جلوگيرى گردد؛ زيرا گام نخست براى معالجه هر دردى شناخت صحيح ريشهها و علل آن است.
عوامل اختلاف الف- ناآگاهى نيروها:
جهل و ناآگاهى افراد يكى از عواملى است كه به اختلاف دامن مىزند؛ زيرا اگر سطح آگاهى در ميان نيروها رشد كرده و هر كس آگاهانه وظايف محوله خود را انجام دهد و نيز از زيان تفرقه و سود وحدت مطلع باشد، در بيشتر موارد اختلافها به وحدت خواهد گراييد. چرا كه به فرموده حضرت على (ع) كسى كه بر زيان چيزى آگاه نباشد، هرگز قادر بر ترك آن نخواهد بود. «٢» اگر يك رزمنده بداند كه برخوردهاى تند و اختلافآميز او با همسنگرانش چه پيامدهاى بدى به دنبال دارد و چگونه نيروها را از درون مىپوساند، بىگمان در برخوردهاى خود تجديد نظر خواهد كرد. همينطور اگر سود وحدت و يگانگى را درك