عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٤
٢- «يا ايُّهَاالَّذينَ آمَنُوا ما لَكُمْ اذا قيلَلَكُمُ انْفِرُوا فى سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ الىَالْارْضِ ارَضيتُمْ بِالْحَيوةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ؟ فَما مَتاعُ الْحَيوةِ الدُّنْيا فِى الْاخِرَةِ الَّا قَليلٌ» «١» اى مؤمنان! شما را چه شده كه چون به شما گويند در راه خدا (براى نبرد) بيرون رويد، به زمين سنگينى مىكنيد. آيا به جاى آخرت به زندگى دنيا دلخوش كرده و راضى شدهايد؟ بهره و متاع دنيا در قبال آخرت جز اندكى نيست.
در اين آيه سستىكنندگان و راحتطلبان سرزنش شدهاند؛ آنانى كه به هنگام اعلان بسيج عمومى براى شركت در جنگ دعوت مىشوند، ولى آنها زمينگير شده و به زمينمىچسبند.
نقش بسيج در پيروزى حضور مردم در جبههها و نقش آنان در پيروزى و شكست از چنان اهميتى برخوردار است كه در زمان اميرمؤمنان (ع) و امام حسن (ع) براى اين منظور ستادهايى تشكيل شده بود، تا مردم را به جبهههاى نبرد اعزام و از تخلف جلوگيرى كنند.
اميرمؤمنان (ع) در كوفه ستاد اعزام نيرو تشكيل داده بود. آن حضرت به هنگام حركت به نيروها چنين فرمود: از تخلف بپرهيزيد. من مالك بن حبيب يربوعى را در شهر (كوفه) به جاى خود گذاشتم به او دستور دادم تا كسانى را كه باقى مانده و از جنگ تخلف مىورزند به شما ملحق كند. وقتى حضرت على (ع) مالك را به اين كار مأمور ساخت، مالك گفت:
آيا شما با مسلمانان به جهاد مىروى و مسلمانان به پاداش نيك جهاد در راه خدا مىرسند و مرا در شهرى براى بسيج مردم مىگمارى؟ امام فرمود: هيچ پاداشى نصيب رزمندگان نمىشود، مگر اينكه تو در آن شريك هستى. «٢» امام حسن (ع) در جنگ با معاويه دستور داد پرچم جهاد را، در هفت محله كوفه و ديگر مراكز عمومى شهر، برپا كنند و مردم را به سوى خدا (جهاد در راه خدا) و به پيروى از آل محمّد (ع) دعوت كنند. «٣»