عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧
مرگ لبخند مىزد و بر اين اساس روز عاشورا با شجاعت تمام چون ديگر ياران امام حسين (ع) به صفوف انبوه دشمن حمله برد و دلاورانه رزميد و نفرات دشمن را به خاك و خون كشيد و در نهايت به خيل شهيدان پيوست. «١» يك رزمنده معتقد به معاد كه مرگ را اوّل آسودگى خود مىداند بطور طبيعى در برخورد با دشمن، ايثارگرانه حماسه و پيروزى مىآفريند، برخلاف آنان كه دنيا را همه چيز خود دانسته و جز آن چيز ديگرى را قبول ندارند؛ اينان هميشه! مىترسند كه مبادا با از دستدادن دنيا خود را در ورطه نابودى قرار دهند. بدين جهت، چنين افرادى هرگز تا سرحدّ جان فداكارى نخواهند كرد. به قول يكى از محققين: اينان براى زنده ماندن به نبرد برخاستهاند و خود را در معرض هلاكت قراردادن نقض غرض و خلاف هدف آنان خواهد بود. «٢» چنان كه يكى از فرماندهان بزرگ مأمون گويد: ما از روز واپسين نوميد بوديم و تنها اميدمان اين دنيا بود. سوگند به خدا، تحمل ناگوارى دنيا را از هيچ فردى پذيرا نيستم. «٣» افرادى با اين تفكر و منطق در رويارويى با مبارزانى كه مرگ را سعادت و فوز عظيم مىدانند، هرگز به پيروزى نائل نخواهند شد؛ سطر به سطر تاريخ، اين مدعا را تأييد مىكند مانند جنگ بدر كه سپاهيان اندك و جانگذشته اسلام با تجهيزات كم بر سپاهيان كفر كه از نظر نيروى انسانى و تجهيزات چندين برابر بودند، پيروز شده و ضربه مهلكى بر پيكر آنان وارد آوردند.
٣- مقام مجاهدان و فضيلت شهادت اگر يك رزمجو با آگاهى كامل از مقام مجاهدان و شهيدان و فضيلت شهادت در مكتب اسلام، راهى ميدان نبرد گردد، طبيعى است كه با اشتياق بيشتر به دفاع و مبارزه خواهد پرداخت و هرگز براى زندهماندن، ذلت و زبونى فرار از ميدان جنگ را نخواهد پذيرفت؛ زيرا او مىداند در هر صورت- چه پيروزى و چه شهادت- يكى از دو نيكويى