عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٤
گرچه مسلمانان دوباره با نصرت خدا و تلاش و استقامت پيامبر (ص) و سازماندهى مجدد بر دشمن يورش برده و پيروز شدند، ليكن در لحظات نخست طعم تلخ شكستى را كه معلول غرورشان بود چشيدند. قرآن هنگام نقل اين داستان و يادآورى آن به عنوان نقطه ضعف مسلمانان، با زيبايى تمام اين صحنه را چنين ترسيم مىكند:
خدا شما را در موقعيتهاى جنگى فراوانى يارى داد، و روز حنين، آن گاه كه فزونى نيروها، و تجهيزات شما را به عجب و خوشحالى آورد، آن گاه زمين با همه گستردگىاش بر شما تنگ آمد، سپس پا به فرار گذاشتيد. «١» مسلمانان در اين جنگ بيش از جنگهاى سابق، نيرو و سلاح و ... داشتند و طبق محاسبات عادى و معمولى بايد زودتر به پيروزى مىرسيدند و- چنان كه عدهاى مىگفتند- نبايد شكست مىخوردند. ليكن اندكى گرفتار عجب شدن و بر فزونى نيرو و سلاح انديشيدن و دشمن را كوچك و دست كم گرفتن و لحظهاى از ياد حق غافل شدن آنان را غافلگير كرد. در جنگ احد نيز بنا به گفته بعضى از مورخان يكى از علل شكست سپاه اسلام، غرورى بود كه از پيروزيهاى جنگ بدر براى تعدادى از مسلمانان پيدا شده بود، چنان كه از گفتارشان با رسول خدا (ص) پيداست؛ آن گاه كه گفتند: تو در جنگ بدر همراه سيصد تن، به نبرد آنان پرداختى و خدا تو را پيروز كرد، تا چه رسد به اكنون كه نيروهاى زيادى هستيم. پيدايش اين تفكر در تضعيف عنصر همكارى و مشاركت و حس اعتماد به نفس، نقش عمدهاى داشته و در نتيجه شكست آنها را به دنبال خود داشت. «٢» در اين زمينه خوب است به نمونهاى از عصر حاضر يعنى جنگ عراق عليه ايران اشاره كنيم. در روزهاى اوّل جنگ، نيروهاى عراقى نخوت و غرور عجيبى داشتند، بطورى كه نغمه فتح ايران در سه روز يا يك هفته را سر داده بودند و اين به خاطر همان فكر باطلى بود كه در اثر كوچك شمردن نيروهاى رزمنده و قواى مسلح ايران براى آنان پيش آمده بود و هرگز خيال نمىكردند كه با صفوف فشرده و آهنين سلحشوران اسلامى