عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٤
ببرد، زيرا در اين صورت تنها به فكر نجات خويش خواهد بود. تشجيع نيروها و توجيه آنها از سوى فرمانده، نقش مؤثرى در زوال اين حالات و تبديل آنها به عوامل پيروزى دارد. به يك رويداد تاريخى توجه كنيد:
در جنگ موته هنگامى كه نيروهاى اندك اسلام (حدود سه هزار نفر) با نيروهاى بسيار دشمن (حدود صد هزار نفر) رو در رو شدند، تعدادى از مسلمانان به تزلزل و ترديد افتاده، گفتند: وضعيت را به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اطلاع دهيم تا تكليف ما را مشخص كند؛ يا نيروى كمكى بفرستد يا دستور عقب نشينى دهد. در اين هنگام «عبداللَّه بن رواحة» يكى از فرماندهانى كه از سوى پيامبر (ص) منصوب شده بود به ايراد سخن پرداخت و گفت: «به خدا سوگند! ما در نبردهاى گذشته با فزونى نيرو و سلاح نمىجنگيديم، تنها به وسيله دين كه خداوند به واسطه آن ما را بزرگى و كرامت عطا فرمود به نبرد مىپرداختيم.
اينك به سوى ميدان نبرد روانه شويد و با دشمن بستيزيد » با سخنان شورانگيز «ابن رواحة» سربازان اسلام على رغم كمى نيرو آنچنان روحيه گرفتند كه خود را براى نبردى نابرابر آماده كردند و مردانه جنگيدند. «١» ج- ايجاد روح اطاعت پذيرى در نيروها:
فرمانده نقش بسزايى در پيشرفت امور نظامى دارد. نيروها با اطاعت از فرامين فرمانده، بهترين اجرا كننده طرحها و نقشهها هستند وگرنه طرح، هرچند جامع و عميق باشد، عملى نخواهد شد. در صد زيادى از فرمانبرى نيروها در گرو عملكرد و بر خورد فرمانده با زير دستان است. اگر فرمانده در برخوردهاى خود اخلاق اسلامى را رعايت كند و به اين فرمايش حضرت على عليهالسلام كه فرمود: «شدت و ملايمت را در هم آميز» «٢» عمل كند و فروتنى و عدالت را پيشه خود سازد، مىتواند در عمق دل و جان سربازان نفوذ كرده و مطمئن باشد كه نيروها با كمال شوق وبى كم و كاست دستورهايش را انجام خواهند داد. در غير اين صورت نمى توان در انتظار پيروزى آنان نشست.