عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٩
ب- غزوه بنى لحيان:
پس از جنگ احد، برخى از قبايل عرب جرأت پيدا كرده و با خدعه و نيرنگ ضربه هايى نسبت به مسلمانان وارد كردند: از جمله گروهى مزدور از طرف گروهى از قبيله بنى لحيان به حضور پيامبر (ص) شرفياب شدند و از آن حضرت تقاضا كردندكه معلم قرآن و مبلغ اسلامى براى آنهااعزام كند. رسول خدا (ص) شش تن از معلمان قرآن را همراه آنان فرستاد. اين طايفه به جاى استفاده از معلمان قرآن در آموزش احكام دين، در بين راه به آنان خيانت كرده و جز دو تن، همگى را به شهادت رساندند و دو تن ديگر را نيز به دنبال خود به مكه بردند.
پيامبر (ص) براى جلوگيرى از تكرار چنين رويدادهايى، به قصد سركوبى خيانتكاران با دويست سواره نظام به سوى طايفه بنى لحيان حركت كرد. آن حضرت براى غافلگيركردن دشمن، ابتدا به سوى شام حركت نمود و چنين وانمود كرد كه قصد شام دارد. پس از مدتى راهپيمايى، مسير را به سوى منطقه عملياتى عوض كرد و با سرعت تمام، راه پيمود تا به سرزمين غُران «١» رسيد. طايفه بنى لحيان كه غافلگير شده و هر گونه مقاومتى را از دست داده بودند. سراسيمه به طرف كوهها فرار كردند. پيامبر اكرم (ص) دو يا سه روز در منطقه توقّف كرد و چون كسى را نيافت به مدينه بازگشت. «٢» بنابر اين، پيامبر گرامى اسلام صلى اللَّه عليه و آله و حضرت امير صلوات اللَّه عليه، اين اسوه هاى امت، با استفاده از اصل غافلگيرى فرصت هر گونه واكنش را از دشمن سلب كردند و در پرتو آن به موفقيت بسيار بالايى دست يافتند.
آفند آفند به معناى تعرض و هجوم به دشمن است كه ابتكار عمل و آزادى عمل را براى