عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٨
حضرت على (ع) در همان جنگ به هنگام محاصره تعدادى از نيروهايش به طرز خاصى بين نيروهاى محاصره شده و نيروهاى ديگر هماهنگى ايجاد كرد كه با انجام عمليّات هماهنگ، دشمن را چنان دچار رعب و وحشت و تزلزل روحى كردند كه علاوه بر آزادى نيروهاى محاصره شده، تلفات سنگينى نيز به دشمن وارد آوردند. «١» و يك بار ديگر نقش هماهنگى را به نمايش گذاشتند.
د- ناهماهنگى، عامل ركود:
به تجربه ثابت شده است كه نابسامانى و ناهماهنگى يك سپاه، باعث از هم پاشيدگى آن خواهد بود. اگر نيروها وحدت نظر و وحدت عمل نداشته باشند و هر كسى با اتكاء به راى و عقيده خويش در ميدان نبرد گام به پيش بگذارد، بدون شك، ره به جايى نخواهد برد و به جاى رسيدن به پيروزى به دامن دشمن خواهد افتاد، از اين رو هماهنگى در فكر و عمل از ضرورىترين اقدامات يك نبرد است. فرماندهان در مورد ايجاد هماهنگى بين واحدهاى عمل كننده، وظيفه خطيرى به عهده دارند. آنان موظفند جلوى سليقه هاى شخصى افراد را كه باعث مى شود نظم يك سپاه از هم گسسته و رشته الفت و وحدتشان به افتراق وجدايى كشيده شود، بگيرند. در جنگ تحميلى بسيارى از موارد اگر ما در حملات خود هماهنگتر عمل مى كرديم، نتايج مثبتترى عايدمان مىگشت و از ضايعات كاسته مىشد.
ه- هماهنگى واحدهاى عمل كننده:
هماهنگى بين واحدهاى عمل كننده در هنگام يورش به دشمن، امرى حياتى وضرورى است. اگر يگانى بوقت حمله، توان رزمىاش بيش از يگانهاى ديگر بوده و از نيروهاى كارآمد برخوردار است؛ صحيح نيست كه تكروى كند و با واحدهاى ديگر هماهنگى نداشته باشد، چون در اين صورت بدون ترديد، ره به جايى نمىبرد ودر نهايت سرخورده خواهد شد. زيرا كسى كه سرمست از باده غرور است، قدرت دشمن