عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
طفل به پستان مادر است. «١» د- ايثار و فداكارى از ديگر آثار ايمان اين است كه مؤمنان را آن گونه مىسازد كه در راه هدف خويش ايثارگر و فداكار باشند.
در صحنه نبرد آنچه نقش حياتى دارد و به پيكار جهت مىدهد اهداف جنگجويان است.
هدف نيروهاى كفر از كارزار دستيابى به زندگى و مواهب آن و آرزوهاى دنيوى است. بنابراين، اگر نبردشان براى بهزيستى در زندگى است چگونه ممكن است زندگى خود را در اين مسير قربانى كنند؟ اين كار چيزى جز نقض غرض و به باددادن هدف نيست و شخص عاقل هرگز دست به چنين كارى نمىزند.
هدف مؤمنان از كارزار، رستگارى و سعادت است. آنان به اميد دستيابى به «احْدَى الْحُسْنَيَيْنْ» نبرد مىكنند؛ يا پيروزى، كه رستگارى در دنيا و روز واپسين است يا شهادت كه بالاترين آرزوى مؤمن است و در عين حال، رستگارى و سرافرازى دنيوى را نيز به همراه دارد.
جابر بن عبداللَّه انصارى مىگويد: در جنگ احد وقتى به بالين پدرم عبداللَّه حاضر شدم، ديدم در حال جاندادن است. مرا صدا كرد و گفت: تشنهام. رفتم ظرف آبى آوردم، خواستم به او آب بدهم كه اشاره كرد به مسلمانى كه در كنارش افتاده بود. سراغ او رفتم.
او به سومى اشاره كرد و سومى نيز به چهارمى تا اينكه به دهمى رسيدم و ديدم به شهادت رسيده است. به سراغ نهمى برگشتم و سپس به سراغ هشتمى تا اينكه به اولى رسيدم و ديدم همه به شهادت رسيدهاند. به اين ترتيب، مسلمانان در آن شرايط سخت، فداكارى خود را نسبت به يكديگر به آخرين درجه رساندند. «٢» ... پيرمردى به وضع مجروحين رسيدگى مىكرد. در همين حال، متوجه شد كه يكى از مجروحين پسر خودش است، بشدّت متأثر شده و مىگريست، فرزندش را كه غرق در خون بود، در آغوش گرفت تا به پشت جبهه منتقل كند ولى پسرش كه از درد مىناليد، مانع شده، گفت: «پدر برو به بقيه برس. من وضعم از بقيه بهتر است؛ برو پدر برو به