عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
كلام زيباى اميرمؤمنان عليهالسلام- كه در مدت حكومت خود با دشمنان داخلى درگير بود- در اين زمينه روشنگر راه و نشان دهنده مقصود است، آنجا كه فرمود:
بار خدايا تو خود مىدانى كه آنچه از ما سرزده (و درگيريهايى كه با قاسطين، ناكثين و مارقين داشتهايم) نه براى مبارزه و رقابت در قبضه كردن قدرت بوده و نه براى به دست آوردن چيزى از متاع ناچيز و بىارزش دنيا، ليكن هدف ما اين بود كه نشانه ها و آثار دينت را به جايگاه اصلىاش بازگردانيم و بار ديگر چراغ هدايت را فرا راه بندگانت روشن كنيم. اصلاح و سازندگى را در سرزمينهاى تو آشكار سازيم تا ستمديدگان از بندگانت در امنيت بهسر برند و فرامين و احكام تعطيل شده دين برپا و اجرا گردد «١» و نيز در سخنى ديگر خطاب به خوارج چنين فرمود:- اكنون نزاع ما با كفار و مشركين نيست، بلكه- امروز با برادران مسلمان خود مىجنگيم بر اثر آنچه در اسلام داخل كردهاند از لغزش و كجى و اشتباه و تحريف حقايق، و اگر راهى غير از جنگ براى رسيدن به اين هدف و زدودن نفاق و اختلاف پيدا كنيم آن راه را خواهيم پيمود و از جنگ خوددارى خواهيم كرد. «٢» در قيام امام حسين عليهالسلام نيز همين هدفها جلوهگر است. آن حضرت در قسمتى از وصيتنامه خود خطاب به محمد بن حنفيه فرمود: من نه براى تفريح و تفرج قيام كردم و نه براى استكبار و برترىجويى، و نه براى فساد و ستم، بلكه خروج من براى اصلاح امّت جدم محمد صلىاللَّه عليه وآله است. مىخواهم امربه معروف و نهىاز منكر كنم. «٣» پيروزى در پرتو ايمان رسيدن به مقصود و به دست آوردن پيروزى در گرو ايمان به هدف و پايدارى در راه