عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
هدف از جنگ روانى اهدافى كه ممكن است در جنگ روانى دنبال شود، به شرح زير است:
١- تأثير بر عقايد، افكار و رفتار به منظور ايجاد ترس و اضطراب، تضعيف روحيه و گرفتن انگيزه از آنان كه بدون استفاده از عامل قدرت به شكست دشمن كمك كند.
٢- كاهش توان رزمى دشمن از طريق بهرهبردارى از تمام آسيبپذيريهاى روحى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى آنان.
٣- تقويت و افزايش روحيه نيروهاى خودى. «١» جنگ روانى در دورانهاى گذشته در جنگهاى زمان قديم چه در دوران اسلامى و چه قبل از آن براى به هزيمت كشاندن خصم، علاوه بر عمليات فيزيكى به «عمليات روانى» نيز توسل مىجستند كه ضايعات ناشى از آن بسيار كارآمد بوده است. در اينجا به ذكر نمونههايى از آن مىپردازيم:
١- صفآرايى و آرايش نيروهاى جنگى به شكلهاى مختلف چون پيادهنظام، سوارهنظام، تيرانداز و نيزهدار يا تقسيم لشكر به مَيْمَنه (جناح راست)، مَيْسره (جناح چپ)، قلب، پك، پيشرو. به مجموعه سپاه «خميس» اطلاق مىشد و حضرت علىعليهالسلام در صحنه پيكار، ارتش خود را به پنج گروه تقسيم مىكرد: الف- ميمنه ب- ميسرة ج- قلب (مركز فرماندهى كه خود حضرت در آن مستقر بود) د- روابط (پيكها كه كار ارتباط ميان سپاه را به عهده داشت) ه- پيشرو كه خود به دو گروه تقسيم مىشد، گروه نخست كه كار اطّلاعاتى مىكرد و گروه ديگر كار پيشگيرى از هجوم دشمن را به عهده داشت). «٢» ٢- پوشيدن لباسهاى جالب توجه و داراى رنگهاى گوناگون يا پوشيدن پوست برخى از حيوانات و بستن دستار بر سر و گذاشتن كلاه خود كه پرهاى طاووس روى آن نصب