عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
كه همه در ستاد عملياتى جمع مىشدند شروع به سخنرانى مىكرد. سراسر اين خطبه كه حديثشناس بزرگ مرحوم كلينى در كتاب كافى نقل كرده است «١» مربوط به شناسايى صفات خداست؛ تو گويى امام در آن مرحله حساس مسائل جنگ را به دست فراموشى سپرده و افكار خود و سربازان خويش را در شناسايى خدا متمركز ساخته است، اين روش حضرت، دو علت داشت:
١- تمام نبردها و مجاهدتها به منظور خداشناسى و مبدأشناسى است؛ از اين جهت در همان بحبوحه جنگ، امام به ياد هدف بوده و به تشريح آن مىپردازد.
٢- با شناساندن صفات خدا و آشنايى قطب كمال و كانون جمال و مركز عزت و عظمت، مىتوانست روح سربازان را با نيروى ايمان تقويت كند و آنان را در راه مجاهدت خويش استوارتر ساخته و هميشه به ياد داشته باشند كه چنين نيروى عظيمى پشتيبان آنهاست و همواره آنها را كمك خواهد كرد. «٢» ٢- معاد اعتقاد به اين اصل مسلّم مذهبى نيز در ايجاد استقامت و فداكارى و به دستآوردن پيروزى سهم زيادى دارد، چون رزمندهاى كه باور دارد، روزى خواهد آمد و در آن روز تمام مردم بر سر خوان عمل خويش خواهند نشست. «٣» و هر كس جزاى كردههاى خود را خواهد ديد و ذرّهاى ستم به هيچ كس نخواهد شد «٤»، با جديّت تمام سعى خواهد كرد كه با پيكار دشمنشكن خويش گوى سبقت را از ديگران ربوده و اسباب سرفرازى و روسفيدى روز معاد را براى خود فراهم كند، زيرا از نظر او، مرگ نقطه نهايى زندگى نيست، انتقال از منزل محدود و كوچك به دنياى وسيع و زندگى ابدى است. از اين روست كه در شب عاشورا «بُرَيْر» آن جان نثار امام حسين (ع) از خوشحالى سر از پا نمىشناخت. با اين كه مىدانست فردا به شهادت خواهد رسيد ولى با شهامت تمام به