عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
بادهايى از وسوسههاى شيطان و خواهشهاى نفس، يگانه قدرت جهان هستى را پشتيبان خود دانسته و با اميد به نصرت او گام در طريق حق مىگذارد، و با نور ايمان خود و توكل به خدا و صبر و استقامت در برابر سختيها، مسير حقى را كه شيطان آن را در نظرش كورهراه جلوه مىدهد، صراط مستقيم هدايت و تنها طريق نجات و سعادت مىيابد.
٣- مورد توكل در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه آيا در هر كارى مىتوان به خدا توكل نمود؟
پاسخ اين پرسش در مطالب بالا آمده است. بدون شك، در كارهايى كه مورد رضاى خداست بايد به او توكل نمود، نه در گناه و فساد و جنايت. بنابراين، مورد توكل را بايد بشناسيم. مورد توكل تنها با توجّه به مطالب زير تحقق مىيابد؛ - انسان مؤمن به خاطر هدف مقدسى فعاليت نموده يا از گناه خوددارى مىكند.
- در راه رسيدن به آن هدف مقدس، با تمام نيرو و امكانات خود تلاش كرده وصبر و پايدارى نمايد. «١» - كوششى كه براى رسيدن به آن هدف مقدس انجام مىدهد، براساس نيّت خالص و براى رضاى خدا باشد، نه از روى هواى نفس و شهرت طلبى.
بنابراين، هر تلاشى كه انسان متعهّد و با ايمان انجام دهد و معيارهاى مزبور در آن رعايت شود؛ خداوند او را يارى مىكند و از جايى كه خود او هم نمىداند، امدادهاى آشكار و پنهانش را براى پيروزى او مىفرستد.
٤- توكل و جبهه شيرينى توكل را در «جبهههاى نبرد حق عليه باطل»؛ بيش از هر جاى ديگر مىتوان درك نمود، زيرا اگر فردى از ديدگاه مادى به جبهه ما و دشمن بعثى نگاه كند و تجهيزات مادى آنان را با تجهيزات ما مقايسه نمايد، نسبت معقولى مشاهده نمىكند و به نظرش مىرسد كه شكست حتمى در همان روزهاى اوّل جنگ با قواى اسلام است. ولى اگر از ديدگاه «توكل كنندگان به خدا» به جبهه بنگرد، قواى اسلام را مجهز به كارسازترين