عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢
نيروها با تعجّب و تزلزل به هم نگاه مىكردند. اين موضوع به گوش امام على (ع) رسيد وآن حضرت با سخنانى كه ايراد كرد اثر سوء اين توطئه را با آگاهى دادن به افراد از بين برد. اميرمؤمنان (ع) در ضمن سخنان خود فرمود: آيا مىدانيد پيامبر (ص) با چه شرطى اين پرچم را براى او بست؟ به هنگام عقد آن پرچم فرمود: تو هرگز حق ندارى با اين پرچم به كافر نزديك شوى يا با مسلمانى نبرد كنى، در حالى كه او اينك هم به كفّار نزديك شده و هم با مسلمانان مىجنگد. «١» در اين سخن، امام (ع) هم اهداف نيروهاى دشمن و هم توطئههاى آنان و نيز حقانيّت خود را به افراد سپاه خود گوشزد كرده است.
ه- تأثير توطئههاى دشمن در شكست:
همانگونه كه آگاهىنيروها از اهداف و توطئههاى دشمن در جهت پيشبرد و پيروزى مؤثر است، ناآگاهى آنان نيز در از هم پاشيدگى و مغلوب شدن نيروها نقش مهمى ايفا مىكند.
در پى دعوت اهل كوفه از امام حسين عليهالسلام براى تشكيل حكومت و رهبرى آنان، آن حضرت مسلم بن عقيل را براى ارزيابى و سنجش افكار عمومى به كوفه فرستاد. پس از اعلام وفادارى شمار زيادى از اهل كوفه، نماينده يزيد از ترس مردم گوشهاى از كاخ خود خزيده بود و قيام مردم هر لحظه به پيروزى نزديك مىشد.
در اين حال، دشمن با استفاده از ناآگاهى نيروها دست به توطئهاى زد و در شهر اعلام كرد كه نيروهاى يزيد از شام حركت كرده و به نزديكى شهر كوفه رسيدهاند. اگر به هواداران مسلم دست پيدا كنيم، آنان را از پا درآورده و سهميّه اولادشان را از بيتالمال قطع خواهيم كرد. هواداران مسلم با شنيدن اين تهديد يكى پس از ديگرى دست از يارى او كشيدند و او را تنها گذارده، به خانههاى خود پناه بردند. در نتيجه، مسلم به دست جلادان حكومت افتاد. «٢» بدين گونه دشمن از ناآگاهى افراد به سود خود استفاده كرد و حركتى را كه به موفقيّت نزديك شده بود به شكست كشاند.