عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠١
در جنگ احد، سعد بن ابى وقاص به يكى از رزمندگان گفت: به دعاى من آمين بگو! سپس اين گونه دعا كرد: خدايا به من توفيق ده تا بتوانم يكى از نيروهاى دشمن را كه داراى سپر و شمشير قيمتى است، بكشم.
كسى كه با اين ديد پا به عرصه نبرد بگذارد، هرگز به خاطر مصالح مهمتر، جان و دنياى خود را به خطر نمىاندازد، و هنگام بروز خطر، فرار را بر قرار ترجيح خواهد داد. «١» اينها پارهاى از آثار دنياطلبى بود كه هر يك از آنها مىتواند نقش مهمى در شكست نيروها داشته باشد. همچنان كه چشمپوشى از دنيا و پشت كردن به آن در پيروزى نقش بسزايى ايفا خواهد كرد. چرا كه حماسهآفرينيهاى صحنه پيكار در گرو جانبازى و فداكارى نيروهاست و اين فداكارى و جانبازى نيز مرهون آزادى از قيد و بند دنيا و ظواهر فريبنده آن است.
به همين جهت، وقتى كه مسلمانان در احد پس از دستيابى به موفقيت نسبى با شكست روبه رو شدند، قرآن كريم علت اين شكست را چنين بيان كرد: و بىگمان خدا در وعده خويش (مبنى بر پيروزى شما) راست گفت آن گاه كه به اذن او مشركان را از پا درآورديد، تا آنكه به پستى گراييده و به درگيرى با خودتان در امر (جنگ) پرداختيد و سرپيچى كرديد، بعد از آنكه چيزى را كه دوست مىداشتيد (پيروزى) بر شما نمايان شد برخى از شما به دنيا و برخى ديگر به آخرت گرايش پيدا كردند. «٢» گرچه در اين آيه عواملى چون سستى، نزاع، عصيان و سرپيچى به عنوان عوامل شكست بيان شده است؛ ليكن دنياطلبى را علت پيدايش اين موارد معرفى مىكند. اينها همه شاخ و برگ يك درخت بودند و آن درخت عبارت بود از «دنياطلبى». اگر تيراندازان، امر فرماندهى را زير پا گذاشتند و اگر به درگيرى و نزاع پرداختند و اگر به سستى و رخوت گراييدند و ...
همه اينهابه خاطر اشباع يك غريزه و آن دنياطلبى بود. آرى دنياطلبى چنان تأثير ويرانگرى دارد كه مىتواند بسادگى، پيروزى را به شكست تبديل كند.