عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٥
رو به رو مىشوند و از كردار خود پشيمان و سالها گرفتار سختيهاى جنگ خواهند شد.
اميد است ما نيز از جريانهاى تاريخى و نمونههاى عينى، عبرت گيريم و با شناخت نقاط ضعف و ضربه پذير ديگران، نقاط ضعف خود را جبران كنيم و چه قبل از عمليات، چه در هنگام حمله و چه بعد از آن هرگز دچار اين مرض هولناك نشويم؛ بلكه پيوسته همه چيز را از خدا بدانيم و با خود بينديشيم و ضعفهاى فراوانى كه داريم براى خويش مجسم كنيم تا شايد از اين مرض كشنده در امان باشيم. چنان كه حضرت على (ع) در نامه خود به مالك اشتر مىنويسد: هنگامى كه سمت و موقعيت، تو را به غرور واداشت، و قدرت و بزرگى در نظرت پيدا شد پس عظمت قدرت خدا را بر خود به ياد آر و در مرگ و پس از آن انديشه كن، همانا اين عمل از غرور تو مىكاهد و تو را از خودمحورى، باز خواهد داشت. «١» ناگفته نماند كه هر غرورى محكوم نيست، بلكه غرورى مورد مذمت و محكوم است كه سبب شود قدرت اصلى كه قدرت خداوند است فراموش شود و زمينه شكست نيروها را فراهم آورد. ليكن اگر اظهار غرور در صحنه پيكار، جنبه مانور نظامى به خود بگيرد، و بيانگر آمادگى رزمى و استوارى نيروها در برابر دشمن باشد و در واقع غرور جنبه قدرت نمايى براى دشمن پيدا كند، ديگر نه تنها محكوم نيست، بلكه سفارش شده است؛ زيرا اين خود يكى از راههاى تضعيف روحيه دشمن است كه در اين جهت هر چه بيشتر بايد كوشيد. از اين رو در جنگ خندق وقتى كه على (ع) با نيرومندترين نيروهاى دشمن (عمرو بن عبدود) به نبرد پرداخت و او را از پا درآورد، به هنگام برگشتن به پشت خط، گامهاى محكم و استوار خود را محكم بر زمين مىگذاشت بگونهاى كه نشانگر پيروزى بر دشمن و غرور نظامى بود.
وقتى كه اين حركت على (ع) از سوى برخى از حاضران مورد سؤال و اعتراض قرار گرفت، پيامبر (ص) فرمود: خدا اين گونه راه رفتن را در اين مورد (در برابر دشمن) نهى نكرده است. «٢»