عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٦
٤- عوامل عدم اطاعت اكنون كه نقش اطاعت و سر پيچى در موفقيت و شكست نيروها روشن شد، به بررسى عوامل عصيان و نافرمانى نيروها مى پردازيم. بدان اميد كه با شناخت درد، در صدد معالجه و درمان آن برآييم:
الف- دنياطلبى دنيا دوستى و رفاه طلبى يكى از عوامل عمده سر پيچى نيروى نظامى است، چرا كه انسان رفاه طلب و طالب دنيا هر زمان كه احساس كند تن دادن به اوامر فرماندهى، منافع مادّى و رفاهى او را به خطر مى اندازد، شانه خالى كرده و دستور فرمانده را به خاطر رسيدن به منافع مادى خويش زير پا خواهد گذاشت؛ چنان كه پس از جنگ احد، هنگامى كه محافظان تنگه به خاطر ترك موضع خود مورد مؤاخذه قرار گرفتند، در جواب گفتند: ترسيديم از غنايم محروم شويم. «١» امير مؤمنان على (ع) در ملامت افراد سر پيچ مى فرمايد: در فصل تابستان شما را به جبهه فراخواندم گفتيد: هوا گرم است و در زمستان نيز گفتيد: اكنون فصل سرماست «٢» ب- بهانهجويى عامل دوم، بهانه جويى است. عدهاى با توسّل به توجيه و بهانه جويى از اجراى دستورهاى فرمانده سر باز مىزنند تا راهى براى عصيان خويش بيابند؛ بهانههايى از قبيل اينكه فرمانده با منطقه آشنايى ندارد؛ اطلاعات او ضعيف است؛ اگر مى دانست چنين پيش مى آيد دستور صادر نمى كرد و ... اين عامل آفت بزرگى براى نيرو و مانع سختى در راه پيشرفت امور است. جمعيتى كه به اين مصيبت مبتلا گردد نمى تواند حركت صحيحى انجام دهد؛ چنان كه در جنگ احد اين عامل در كنار ديگر عوامل مشاهده مى شود، آن گاه كه عبداللَّه بن جبير به آنان گفت: مگر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نفرمود: شما موضع خود را ترك نكنيد، چه شكست بخوريم و چه پيروز گرديم؟ آنها