عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١١
كنند. رسول گرامى اسلام (ص) از بسيج دشمن با خبر شد و به سرعت شوراى نظامى تشكيل داد. سلمان فارسى حفر خندق را پيشنهاد كرد كه مورد تصويب پيامبر (ص) و ديگر مسلمانان قرار گرفت. آن حضرت خود با تنى چند از فرماندهان نظامى، نقاط آسيب پذير مدينه را مورد بررسى قرار داد و فاصله بين كوه سَلع و كوه راتج براى حفر خندق تعيين شد. محل حفر خندق تنها راه ورودى دشمن به مدينه محسوب مىشد، زيرا ساير اطراف شهر مدينه به وسيله موانع طبيعى چون كوهها، تپههاى صعب العبور و ساختمانها، تأمين مىشد و دشمن نمىتوانست از آنها عبور كند.
دشمن با سپاهى به استعداد بيش از ده هزار (به نقلى هيجده هزار «١») جنگجو آماده شده بود و از نظر سلاح و مهمّات به مدرنترين سلاح روز از قبيل: شمشير، نيزه، زوبين، زره و كلاهخود مجهز بود. بيشتر آنان سواره نظام و كارآزموده بودند. و از نظر تداركات بىنياز بودند. علاوه بر اين هفتصد نفر از يهود بنىقريظه نيز در مدينه از آنان پشتيبانى مىكردند. «٢» دشمن با اين استعداد به مدينه هجوم آورد، ليكن تنها راه ورودى او به وسيله حفر خندق سدّ شده بود. و به ناچار همان جا اردو زد. مسلمانان كه تعدادشان از سه هزار نفر تجاوز نمىكرد، در دامنه كوه سلع- كه نقطه بلندى است- اردو زده بودند و بر خندق و اردوگاه دشمن تسلّط داشتند. همين كه مسلمانان نيروى عظيم احزاب را مشاهده كردند جز مؤمنان، همه رنگ باختند و ترس و اضطراب بسيار زيادى سراسر وجودشان را فرا گرفت. «٣» تنها وجود استعداد رزمى قواى كفر نبود كه روحيّه مسلمانان را ضعيف واراده آنها را سست كرده بود، بلكه عوامل ديگرى نيز دست به دست هم داده و بر اضطراب روحى مسلمانان مى افزود كه در زير به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
اولين عامل وجود منافقان بود كه گاه با لحن تحقير آميز مىگفتند: محمد به ما وعده فتح