عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٨
عمر، نظر اميرمؤمنان على (ع) را پسنديد و طبق آن وارد عمل شد و نعمانبنمقرّن مُزَنى را به عنوان فرمانده لشكر اسلام تعيين كرد. آنها حركت كردند. نيروهاى اسلام به استعداد سىهزار نفر با دشمنى كه نيروهايش بيش از صدهزار نفر بود، روبه رو شدند و آنان را در شهر نهاوند شكست سختى دادند. غنايم بسيارى نصيب مسلمانان شد و به خاطر عظمت اين فتح، آن را فتحالفتوح خواندند؛ زيرا پس از آن شاه ايران ديگر نتوانست نيرويى جمع كند و كشور ايران تحت سيطره اسلام درآمد. «١» پس آنچه باعث پيروزى در اين نبرد شد و از هجوم روم و حبشه و بروز اغتشاشات داخلى جلوگيرى نمود، صرفهجويى در قوا بود كه حضرت امير (ع) طرح آن را پيشنهاد كرد.
تمركز قوا تمركز قوا يعنى جمعآورى قدرت رزمى برتر در زمان و مكان مناسب و قطعى. به عبارت ديگر، به كارگيرى بيشترين توان در محور اصلى عمليات بر اساس اولويت.
روشن است كه مراعات اين اصل به منظور متمركز كردن نيروى برتر و دسترسى به نتيجه قطعى را ميسر مىسازد.
بدون شك، تمركز نيروى مؤثر تنها به يگانهاى رزمى محدود نمىشود، بلكه شامل به كارگيرى مؤثر آتش پشتيبانى، اعمال رهبرى قوى و برتر نسبت به دشمن، پيشبينى پشتيبانى خدمات رزمى (تداركات، تعاون، بهدارى و ...) و پشتيبانى رزمى (مهندس رزمى، مخابرات، زرهى و ...) نيز مىگردد.
اين اصل با اصل صرفهجويى، قرينه و لازم و ملزوم يكديگرند، بدين معنى كه براى رسيدن به تمركز نيرو در يك منطقه (يا نقطه) لازم است نيروى رزمى و پشتيبانيهاى غير ضرورى را از مناطق كم اهميت برداشته و در مناطق مورد نياز به كار گرفت. «٢» با توجه به مطالب بالا تأثير تمركز قوا در كسب پيروزى روشن مىشود. از اين رو، رسول خدا (ص) و حضرت على (ع) در موارد متعددى از اين اصل استفاده كرده و با