عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
عَلَيْهِمُ الْقِتالُ اذا فَريقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ اوْ اشَدَّ خَشْيَةً وَ قالوُا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا اخَّرْتَنا الى اجَلٍ قَريبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَليلٌ وَ الْاخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَموُنَ فَتيلًا ايْنما تَكوُنوُا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فى بُروُجٍ مُشَيَّدَةٍ» «١» اى پيامبر! مگر آنان را نديدى كه به آنها گفته بودند، دستهاى خويش (از زد و خورد) بازداريد و نماز گزاريد و زكات دهيد و هنگامى كه پيكار بر آنان مقرّر شد، يكباره گروهى از ايشان از مردم چون ترس از خدا يا ترسى بيشتر ترسيدند. و گفتند: پروردگارا براى چه پيكار را بر ما مقرّر كردى؟ چرا ما را تا مدتى نزديك مهلت ندادى! بگو كالاى دنيا اندك است و آخرت براى كسى كه پرهيزكار باشد بهتر است و بقدر تخمك هسته خرمايى ستم نخواهيد ديد.
هر كجا باشيد، مرگ شما را درمىيابد و گرچه در بناهاى محكم باشيد.
«فَاذا جاءَ اجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِروُنَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِموُنَ» «٢» پس آنگاه كه اجلشان سررسد ديگر يك لحظه مقدم و مؤخر نخواهد شد.
مصاديق فراوانى در جنگ تحميلى و بمباران و موشكباران شهرها وجود دارد كه افرادى در حال فرار تصادف كرده و كشته شدهاند يا به هنگام پناه از شهرى به شهر ديگر در شهر دوّم با بمبهاى استكبار جهانى به قتل رسيدهاند.
آياتى از اين قبيل كه ما را به ياد مرگ و روز واپسين مىاندازد، فراوان است. بطور كلى توجهدادن مردم به معنويات هنگام رويارويى با سختيها و مشكلات، عامل مهمى در كاهش التهابات اجتماعى دارد.
ب- سدّ راههاى نفوذى دشمن:
براى مقابله با جنگ روانى دشمن بايد در كنار اعتقاد و توجه به مبدأ و معاد، رخنههايى كه دشمن از طريق مواد اوليه هجوم روانى خود را به دست مىآورد مسدود گردد؛ زيرا دشمن پيوسته از نقطهنظر بهره مىبرد كه به عنوان مثال به دو مورد اشاره مىكنيم: