عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٣
حاكم كرده هر نوع تحركى را از آنان سلب كرده بود. روحيهها بقدرى ضعيف شده بود كه وقتى رسول خدا (ص) كسى را داوطلب خواست تا از دشمن خبرى كسب كند. هيچ كس حاضر نشد، تا سرانجام پيامبر (ص) به حذيفه مأموريت داد. حذيفه مىگويد: ما بر اثر سرماى سوزان، گرسنگى و ترس حاضر نبوديم پاسخ پيامبر را بدهيم.
* تدابير عملياتى در اين موقعيت تنها تدابير عملياتى و توكل به خدا كار ساز بود. از اين رو، رسول گرامى اسلام (ص) براى متفرق ساختن و به هزيمت كشاندن دشمن، تدابير شگفتى را به كار گرفت كه از آن جمله، اختلاف اندازى ميان دشمنان به وسيله خدعه و نيرنگ بود.
* مأموريت نعيم بن مسعود نعيم بن مسعود، نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: من تازه اسلام را پذيرفتهام و با تمام اين قبايل دوستى ديرينه دارم. آنان از اسلام من آگاهى ندارند. اگر دستورى داريد بفرماييد تا اجراكنم. رسول خدا (ص) فرمود: تو اگر در ميان ما باشى بهاندازه يك نفر كار آيى دارى، بدين خاطر ميان آنان برو و تلاش كن كه اين جمعيّت پراكنده شوند. زيرا جنگ خدعهاست. «١» بدين صورت، وى مأموريت يافت تا ميان دشمن رود و ريسمان اتحادشان را گسسته، روابط آنها را تيره سازد. نعيم ابتدا به سوى بنىقريظه رفت پس از ابراز دوستى و يادآورى روابط نزديك گذشته گفت: وضعيت شما و قريش و غطفان، در نظر محمد يكسان نيست. شهر شما اينجاست و اموال و فرزندان و خانواده شما در اين شهر هستند؛ در حالى كه قريش و غطفان در جاى ديگر سكونت دارند. اينها براى نبرد با محمد به اينجا آمدهاند، اگر توانستند ضربهاى مىزنند و چون نتوانستند، به شهر و ديار خود باز مىگردند و سرانجام، شما و مسلمانان در اينجا مىمانيد و البته به تنهايى، قدرت مقابله با آنها را نداريد. به نظر من تا وقتى گروگانى از قريش و غطفان نگرفتهايد، به حمايت آنها وارد نبرد نشويد تا شما را پس از در گيرى تنها نگذارند و به شهر و ديار خود باز گردند.