عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧
ارتش اسلام در جنگ با روم به همراه گردانش به اسارت درآمد. (در دادگاه نظامى دشمن همگى به اعدام محكوم شدند.) به وى پيشنهاد كردند: اگر به آيين مسيح درآيى دادگاه رأى خود را پس خواهد گرفت؛ اما حذافه هدف را بالاتر از جان خويش مىپنداشت و ملاك را حفظ اسلام قرار داده بود، نه حفظ جان خويش و مىدانست كه اگر در ظاهر دست از اسلام بردارد و مسيحى شود، علاوه بر اينكه به اسلام اهانت كرده، سبب خواهد شد كه ساير سربازان اسلام كه در جبهههاى جنگ با كمال مردانگى و شهامت جنگيده بودند، صلابت و شهامت خود را از دست بدهند، روح تسليم و سازش بر آنها حاكم شود. از اين رو، با صراحت كامل پيشنهاد دادگاه را رد كرد. دادگاه به وى وعده ازدواج با قيصر پادشاه روم، پستهاى عالى دولتى را داد، اما حذافه رد كرد.
قيصر كه خود در دادگاه بود، دستور داد يكى از سربازان اسلام را در ديگ جوشان روغن زيتون انداختند تا «حذافه» با چشم خود ببيند كه حكم دادگاه قطعى است. وى با ديدگان خود صحنه دلخراش جدا شدن گوشتها و استخوانهاى آن سرباز دلاور را مشاهده كرد و سخت گريست. آنان تصور كردند كه او از ترس گريه مىكند، هنوز تصور از ذهنشان بيرون نرفته بود كه حذافه چنين گفت:
من هرگز از اين سرنوشتى كه در انتظار من است گريان نيستم. گريه من از اين جهت است كه يك جان بيشتر ندارم تا آن را فداى اسلام كنم، اى كاش به شماره موهاى بدنم جان داشتم و آن را فداى عقيدهام مىكردم.
حاضران در مجلس از ايمان راسخ وى در شگفتى فرو رفتند. در نتيجه اين استقامت و پايمردى بود كه دادگاه سرتسليم فرودآورد و به بهانه خاصى او را با هشتاد سربازش آزاد ساخت. «١» انس بن نضر در جنگ احد وقتى شنيد پيامبر كشته شده وعدهاى مأيوس شدهاند گفت: اگر پيامبر كشته شد خدا زنده است و سپس به قلب سپاه دشمن حمله كرد تا به شهادت رسيد. «٢»