عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
سخنان پيامبر (ص) آن چنان مؤثر واقع شد كه عدهاى براى خشنودى خدا و براى اينكه زودتر شهيد شوند زره را از تن كنده و مشغول جنگ شدند. «١» ب- جنگ احد: عمرو بن جموح پيرمرد خميدهاى كه يك پايش لنگ بود و بسختى راه مىرفت، چهار فرزندش را به جهاد فرستاد، اما عشق به لقاءاللَّه و شوق ديدار معشوق او را آرام نگذاشت. از خانه به قصد جهاد بيرون آمد در حالى كه زير لب مىگفت:
خدايا به من توفيق شهادت عطا كن. فرزندان و بستگانش مانع او شدند و گفتند: اسلام تكليف را از دوش تو برداشته است. از طرفى چهار فرزندت را به جهاد فرستادهاى. ليكن عمرو تسليم نشد. نزد پيامبر آمد و شكايت كرد. پيامبر فرمود: مانع او نشويد، شايد خداوند شهادت را نصيب او كند. «٢» عدهاى از مجاهدان صدر اسلام در مشاورهاى كه پيرامون محل اردوگاه سپاه (در جنگ احد) صورت گرفت سخنان ارزندهاى ابراز كردند كه بيانگر روحيّه قوى آنها بوده است. مالك بن سنان (پدر ابوسعيد خُدرّى) گفت:
اى پيامبر (ص): به خدا قسم ما بر سر دوراهى خوشبختى قرار گرفتهايم، يا خدا ما را بر آنها پيروز مىگرداند ... يا شهادت را نصيب ما مىكند. به خدا قسم من ذرهاى نمىانديشم كه كدام يك از دو اتفاق مىافتد، زيرا هر دوى اينها خير است.
حمزة بن عبدالمطلب (در حالى كه روزه بود) اظهار داشت: قسم به آنكه قرآن را بر تو نازل كرد اگر تا بيرون مدينه با شمشير خوي عوامل پيروزى و شكست ٩٦ د - حمايتهاى مادى و معنوى مردم:
ص : ٩٦ ش با آنها نجنگم لب به غذا نخواهم زد.
نعمان بن مالك گفت: قسم به آنكه خدايى جز او نيست من به بهشت درخواهم آمد.
پيامبر (ص) فرمود: به چه دليل؟ نعمان پاسخ داد: به اين دليل كه من خدا و پيامبرش را دوست دارم و هنگام پيشروى نمىگريزم. پيامبر فرمود: درست مىگويى. سپس فرداى آن روز در احد به شهادت رسيد. «٣» ج- روحيه اسيران مسلمان در دست روميان: «حذافه» يكى از فرماندهان گردانهاى