عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
ج- توجه به هدف اصلى:
گاهى برخى مسائل فرعى و مقاصد غيرمهّم در نظر انسان جلوه مىكند و موجب غفلت او از هدف اصلى مىشود. اين شگرد شياطين است كه براى جلوگيرى از نيل انسان به سعادت و هدف اصلى براى وى هدفتراشى مىكنند و مقاصد غيراصولى را به جاى هدف اصلى جلوه مىدهند. هشيارى و آگاهى، لازم است كه انسان در اين دامها نيفتد و بتواند با سرعت لازم به سوى هدف اصلى پيش برود. اميرمؤمنان (ع) در جريان جنگ با معاويه و خوارج، دشمن اصلى يعنى معاويه را هدف نخست مىدانست و جنگ با خوارج را در درجه بعدى اهميت تلقى مىكرد. ازاين رو فرمود:
«الَّا انَّ غَيْرَ هذِهِ الْخارِجَةُ اهَمُّ عَلى اميرِ الْمُؤْمِنينَ، سيرُوا الى قَوْمٍ يُقاتِلُونَكُمْ كَيما يَكُونُونَ فِى الْارْضِ جَبَّارينَ مَمْلُوكاً، و يَتَّخِذَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ ارْباباً، وَ يَتَّخِذُونَ عِبادَاللَّهِ خَوْلًا، وَ دَعُوا ذِكْرَ الْخَوارِجِ» «١» آگاه باشيد كه غير اين گروه خوارج- يعنى معاويه و گروهش- مهمتر است براى اميرمؤمنان، حركت كنيد به سوى گروهى كه در زمين با شما مىجنگند تا پادشاهان ستمكارى شوند و ارباب مؤمنان باشند و بندگان خدا را به منزله بندگان خود قرار دهند. خوارج را رها كنيد.
د- هدف وسيله را توجيه نمىكند:
آيين مقدّس اسلام كه تأمينكننده سعادت جاودانه انسانى است، براى رسيدن به اهداف متعالى هر راهى را مجاز نمىشمارد، بلكه براى نيل به مقصد، صراط مستقيمى قرار داده كه انحراف از آن در واقع مساوى با عدول از هدف است. هر چند انسان در ظاهر به هدف دست يابد. به همين جهت اسلام براى جنگيدن نيز شرايطى قرار داده و راهى را مشخص كرده كه نبايد از آن تخطى كرد و پيروزى را از هر راهى جستجو نمود.
براى مثال، اسلام شروع جنگ در ماه حرام و حرم امن مكه را حرام مىداند- گرچه دفاع در مقابل هجوم را مشروع دانسته است. حال اگر كسى بخواهد از يك فرصت مناسب در