عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
مىكنند؛ مقصد نبايد مبهم و نامعلوم باشد. اين صحيح نيست كه بگوييم پيش مىرويم تا ببينيم به كجا مى رسيم. هدف بايد از ابتداى امر مشخص باشد تا كسانى كه آنرا تعقيب مىكنند، آگاهانه وارد مسير شوند.
سرور شهيد ابا عبدالله الحسين (ع) از هنگام حركت از مكه تا شب عاشورا در چند مورد هدف خويش را به صراحت بيان كرد. آنگاه كه عزم خروج به سوى عراق داشت ضمن خطبهاى چنين فرمود:
«مَنْ كانَ فينا باذِلًا مَحْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنا فَانَّنى راحِلٌ مُصْبِحاً انْ شاءَ اللَّهُ تَعالى». «١» پس كسى كه حاضر است در راه ما جان خود را ايثار نمايد و خون دل خود را فدا كند و براى لقاى خدا، نفس خود را آماده كرده است؛ پس با ما كوچ كند كه من در صبحگاهان عزم رحيل دارم انشاءاللَّه تعالى.
ب- متعالى بودن هدف:
هدفانسان كه اشرفمخلوقات است نبايد پست و بىارزش باشد. در حديثآمدهاست:
«انَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعالِىَ الْامُورِ وَ اشْرافَها وَ يَكْرَهُ سَفْسافَها» «٢» خداوند متعال كارها و همتهاى بزرگ را دوست دارد و كارهاى پست را خوش ندارد.
انسان آگاه عمر خود را باارزشتر از آن مىداند كه صرف كارهاى پست و اهداف مادى و بىارزش كند، بخصوص در مورد جنگ و درگيرى كه پاى جان درميان است بايد بر اساس هدف عالى و انسانى باشد. به خاطر هر مسأله جزيى نمىشود دست به سلاح برد يا براى طمع در متاع دنيا خود را در صحنه جنگ قرار دهد.
رسول خدا (ص) در نبرد خيبر دستور داد تا اعلان كنند كسى كه همراه ما مىآيد فقط بايد به جهاد رغبت داشته باشد و كسانى كه قصد غنيمت دارند دنبال ما نيايند. «٣»