عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٧
صورت، فرمانده مربوط بايد به او اجازه تغيير موضع بدهد يا خود او- در صورت عدم حضور فرمانده- براى درمان و تجديد نيرو به اورژانس مراجعه كند تا بتواند دوباره در عمليات شركت جويد. اين نوع تخليه مجروح، در جنگهاى صدر اسلام وجود داشته است.
كعب بن مالك، از ياران رسول اكرم صلى الله عليه و آله، مىگويد: در جنگ احد، زخمى شدم و به زمين افتادم. وقتى كه متوجه شدم مشركان، شهداى مسلمانان را به بدترين وضع مُثله مىكنند، خود را از بين كشتگان كنار كشيدم و به گوشهاى پناه بردم. «١» گاهى رزمنده توان تغيير موضع را ندارد. در اين صورت، اگر براى ساير رزمندگان امكان دارد يا در صورت حضور امدادگران عملياتى، بايد او را از منطقه عمليات خارج كنند و در مكان مناسبى به مداواى اوليه او بپردازند و آنگاه وى را به پشت جبهه تخليه كنند. نمونههاى اين نوع تخليه نيز در جنگهاى صدر اسلام به چشم مىخورد.
نبرد پيروزمند بدر، با جنگ تن به تن آغاز شد. سه تن از دلاوران نامى قريش به نامهاى عُتْبَة، شَيْبَة و وَليد به ميدانآمدند و هماورد طلبيدند. به دستور پيامبراكرم صلىاللَّه عليه و آله، حضرت على عليه السلام و حَمْزَه و عُبَيْدَه برخاستند و روانه ميدان شدند. نبرد سختى درگرفت. در نتيجه هر سه دلاور قريش به هلاكت رسيدند، ليكن پاى عبيده توسط شيبه قطع گرديد، على (ع) و حمزه به كمك يكديگر، عبيده را حمل كردند و او را نزد رسولاكرم (ص) آوردند. «٢» در سرّيه عبدالله بن عَتيك، پس از اتمام عمليات و كشتن ابو رافع در خيبر، بر اثر حادثهاى پاى ابوقتاده شكست. براى انتقال او دو تن از همرزمانش به نوبت او را بر دوش خود حمل كردند. «٣» ب- اورژانس:
بر اساس اسناد تاريخى، در جنگهاى صدر اسلام، دو نوع اورژانس وجود داشته است. يكى در خط مقدم (پست امداد) و ديگرى در عقبه و پشت خط (اورژانس).