عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٤
و با استفاده از آنها قواى خود را براى فتح ديگر دژها تجديد كردند. لشكر اسلام در جريان سه روز محاصره دژ با وجود گرسنگى و ضعف، پايدارى كرد و رسول خدا (ص) نيز در صدد برآمد تا بگونهاى مواد غذايى براى آنان فراهم كند. روزى پيامبر (ص) مشاهده كرد كه گله گوسفند يكى از يهوديان داخل دژ مىشود. مقدارى از گله داخل شده و مقدارى ديگر بيرون دژ بود. پيامبر به اصحاب خود فرمود: چه كسى از اين گوسفندها به ما غذا مىدهد؟ پيرمردى به نام ابواليسر به پاخاست و عرض كرد: اى رسول خدا (ص)! من داوطلب اين كارم. سپس بسرعت به سوى گله گوسفندان دويد و از آخر گله دو گوسفند گرفت و نزد آن حضرت آورد. پيامبر (ص) گوشت آنها را بين سپاهيان تقسيم كرد. «١» پس، در اين نبرد، لشكريان اسلام به وسيله غنايم دشمن تدارك شدند و چنانچه رسول خدا (ص) در صدد اين تداركات نبود و آن گوسفندان را مصادره نمىكرد و دستور فتح دژ را صادر نمىكرد، بعيد نبود كه لشكر اسلام در فتح دژهاى خيبر ناموفّق بماند؛ زيرا همان طور كه گروهى از مسلمانان گفتند، گرسنگى آنان را ناتوان كرده و قدرت جنگيدن را از آنان سلب كرده بود.
ج- تبوك:
اين غزوه در تابستان گرم و در شدت فقر اقتصادى مسلمانان رخ داد و علاوه بر مشكلات فراوان، راهى طولانى در پيش بود. از اين رو، رسول خدا (ص) از همان آغاز، هدف جنگ را بيان كرد و به سربازان اسلام سفارش نمود كه زاد و توشه كامل برگيرند تا در طول سفر به مشكلى برنخورند. پس آرد زيادى برداشتند كه در مسيرشان نان بپزند و همچنين گوشت نمكسود «٢»، عسل و خرما به همراه بردند. ثروتمندان هم موظف شدند به ضعيفان كمك كنند. «٣»