عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٨
كرده بود. اين فرمانده نيز چون فرمانده قبلى غافلگير شد و دست به عقبنشينى زد.
رسول خدا (ص) بار سوم عمرو عاص را كه خود داوطلب شده بود، اعزام كرد. او نيز با تهاجم شديد نيروهاى دشمن روبرو شد و پا به فرار گذاشت. رسول گرامى (ص) پس از سه بار شكست، اميرمؤمنان على (ع) را اعزام كرد و فرمود: كسى را مىفرستم كه پيوسته يورش مىبرد و هرگز فرار نمىكند و خداوند بزودى پيروزى را نصيب او مىگرداند. سپس آن حضرت را تا مسجد احزاب بدرقه كرد و برايش دعا نمود.
امام على (ع) حركت كرده، بطور طبيعى، نيرويى كه سه بار شكست خورده، روحيهاش ضعيف شده است، بعلاوه دشمن نيز نيرومند گشته است. اين، ابتكار و توان فرماندهىاست كه مىتواند با چنين نيرويى پيروزى بيافزايند. از اين رو، حضرتعلى (ع) در صدد غافلگيركردن دشمن برآمد و از شيوهها و ابتكاراتى كه در غافلگير كردن دشمن مؤثر است، بهره كافى برده، بخصوص كه آن حضرت از مواضع دشمن و ديدبانان او و علت شكست سه فرمانده قبلى بطور كامل آگاهى داشت. به همين جهت، براى آنكه دشمن نتواند حركت نيروهاى اسلام را شناسايى كند. سپاه را به سرعت از بيراهه و از شيار كوهها و درّهها پيش برد. سپس شبها حركت مىكرد و روزها در كمين مىنشست.
علاوه بر اين، از ايجاد هرگونه سروصدا جلوگيرى كرد. به سپاهيان نيز دستور داد كه دهان اسبها را ببندند تا شيهه آنها به گوش دشمن نرسد و زنگها را از گردن آنها بردارند.
بدين ترتيب، دشمن را دور زد و از همان راهى حمله كرد كه دشمن اطمينان داشت نيروهاى اسلام به خاطر خطرات و ناامن بودن آن، از آن جا وارد عمل نمىشوند.
با استفاده از اين تدابير، دشمن سخت غافلگير شد و در سحرگاهان كه دشمن در خواب غفلت به سر مىبرد. امير مؤمنان (ع) دستور داد كه دهان اسبها را بگشايند و بر دشمن زبون يورش برند. سپاه اسلام ضربات كوبنده خود را بر پيكر دشمن فرو آورد و تعدادى را به هلاكت رساند وعدهاى را به اسارت گرفت، و با دستى پر از غنيمت (كه در حد غنايم نبرد خيبر بود) به مدينه باز گشت. پس از آن، سوره والعاديات دراين رابطه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد. «١»