عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٦
(وسائل نظامى و مهمات و تداركات) نابود شد؛ بنى قريظه به ما خيانت كرد، اين بار را هم كه مىبينيد چه به روز ما آورده است. «١» قرآن كريم در مورد فرار كفّار مىفرمايد:
«وَرَدَّ اللَّهُ الّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهْم لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ اْلقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيّاً عَزيزاً» «٢» خداوند كافران را با خشمشان رفع كرد كه خيرى نيافتند و خدا مؤمنان را در جنگ كفايت كرد كه خدا توانا و نفوذ ناپذير است.
به گفته امام صادق (ع) روزى شبيه به قيامت براى كفّار پيش آمده بود. «٣» همان گونه كه ملاحظه شد خدعه و فريب بيشترين نقش را در شكست سپاه كفر داشت، چه در گسستن اتحاد شوم دشمن و متفرق ساختن آنها و چه در كشته شدن عمرو. اگر اين تدبير به كار گرفته نمى شد و بنى قريظه از داخل عمل مىكرد و زمينه را براى حمله كفار آماده مىساخت كه با توجه به روحيه سپاه اسلام، مسلمانان قادر نبودند در برابر لشكر احزاب بايستند و در نتيجه دشمن پيروز مىشد.
غافلگيرى يكى از تدابيرعملياتى كه ما را براى دستيابى به اهداف از پيش تعيين شده يارى مىبخشد، غافلگير ساختن دشمن است.
وارد ساختن ضربه به دشمن در زمان، مكان و حالتى كه آمادگى پذيرش و واكنش لازم عليه آن را نداشته باشد غافلگيرى ناميده مىشود. «٤» اجراى اصل غافلگيرى علاوه بر اينكه به ابتكار و خلاقيت نياز مبرم دارد به عوامل ديگرى از جمله امور زير بستگى دارد:
١- خدعه و نيرنگ