عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٤
بنى قريظه پيشنهاد نعيم را پسنديده و پذيرفتند. پس از آن نعيم به سوى قريش آمد و روابط دوستانه گذشته را ياد آور شد وبه آنها گفت: آيا مىدانيد كه بنى قريظه از موضعگيرى خودبر ضد مسلمانان، سخت پشيمان شدهاند و پيكى بسوى محمد فرستاده و براى جبران گذشته مىخواهند گروگانهايى از شما بگيرند و به مسلمانان بدهند تا آنها را گردن زده و سپس در كنار هم با شما وارد نبرد شوند؟ هوشيار باشيد و كسى را به عنوان گروگان به بنى قريظه ندهيد! سپس به سوى طايفه غطفان آمد و آنچه را براى قريش گفته بود، براى آنها باز گفت.
روز بعد ابوسفيان گروهى را به سوى بنى قريظه اعزام كرد و به آنها پيام داد كه هر چه زودتر وارد نبرد شويد. آنها گفتند: اوّل آنكه امروز شنبه است و ما در اين روز هيچ اقدامى نمى كنيم. دوم آنكه تا گروگانهايى به ما ندهيد، به ادامه حمايت شما اطمينان نداشته و وارد نبرد نخواهيم شد.
چون اين خبر به ابوسفيان رسيد با خود گفت: اين همان است كه نعيم به ما هشدار داد، ما كسى را به آنها گروگان نمىدهيم. بنى قريظه نيز با خود گفتند: اين همان سخن نعيم است. آنها مىخواهند ما را تنها بگذارند.
بدين ترتيب نقشه نعيم بن مسعود عملى شد و اتحّاد لشكر احزاب از هم گسست و زمينه شكست آنها فراهم شد. «١» * تكميل نقشه به رسول خدا (ص) گزارش رسيد كه بنى قريظه پيكى به سوى قريش فرستاده و گفتهاند:
چون شما از آن سو وارد نبرد شويد، ما نيز از داخل به يارى شما قيام خواهيم كرد.
رسول گرامى اسلام (ص) براى مسلمانان سخنرانى كرد و فرمود: بنى قريظه براى ما پيك فرستادهاند كه چون با ابوسفيان وارد نبرد شويم، آنها به كمك و يارى ما خواهند آمد. وقتى كه اين خبر به ابوسفيان رسيد، گفت: يهود خيانت كرد. «٢»