عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٢
كشور كسرى و قيصر را مىدهد و حال آنكه ما جرأت تخلّى رفتن نداريم. گاه قدرت و توان رزمى دشمن را به رخ مسلمانان مىكشيدند و مىگفتند: محمد و يارانش تنها يك لقمه لشكر احزاب هستند. گاه از جبهه فرار مىكردند و وقتى كه حضور مىيافتند، چنان ترسان و هراسان بودند كه گويا مرگ، گريبانشان را گرفته است. اين حالت آنان، روحيه ديگر نيروها را نيز تحت تأثير قرار مىداد. «١» دومين عامل، بهانه جويى برخى از طوايف براى فرار از جنگ بود. طايفه بنى حارثه و بنى سلمه براى فرار از جبهه پيش رسول خدا (ص) آمدند وگفتند: خانه هاى ما بيرون مدينه است و سرپرستى ندارند، مىترسيم كه دزدان يا احزاب بر آنها حملهور شوند. از اين رو، ايمن نيستيم. «٢» سومين عامل، گرسنگى، فقر و سرماى زمستانى بود. جنگ احزاب در زمستانى سرد و در حالى كه مسلمانان در فقر و گرسنگى شديد به سر مىبردند رخ داد. حتى گفته شده است كه پيامبر (ص) از گرسنگى سنگ به شكم مىبست. «٣» چهارمين عامل، پيمان شكنى يهود بنى قريظه بود. بنى قريظه داراى هفتصد «٤» مرد جنگى بودند كه در دو مايلى مدينه سكونت داشتند. اين طايفه با رسول خدا (ص) پيمان نظامى عدم تجاوز بسته بودند. امّا بر اثر حيلهگرى حى بن اخطب (آتش افروز جنگ) پيمان خود را با پيامبر (ص) نقض كرده و به احزاب اعلان همكارى نمودند. به دنبال اين عمل قرار بود دو هزار نيرو از احزاب كمك بگيرند و با يك يورش از داخل، ابتدا مدينه را غارت كرده و رعب و هراس در خانواده مسلمانان ايجاد كنند و سپس زمينه را براى حمله همه جانبه لشكر احزاب، آماده سازند. «٥» اين موارد و عوامل پيروزى و شكست ٣٢٢ ج - غزوه خيبر:
ص : ٣٢١ عوامل ديگر دست به دست هم داده و جوّ رعب و هراس بر مسلمانان