عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٩
تمركز نيرو دشمن را مورد هجوم قرار مىدادند.
امير مؤمنان (ع) به فرماندهان خويش چنين سفارش مىكرد:
«وَ لْتَكُنْ مُقاتَلَتُكُمْ مِنْ وَجْهٍ واحِدٍ اوِ اثْنَيْنِ» «١» درگيرى شما با دشمن تنها از يك يا دو جبهه باشد.
به نمونههايى از به كارگيرى تمركز قوا در جنگهاى صدر اسلام توجه كنيد:
قبيله «بنى مصطلق» قصد تهاجم به مدينه را داشت. بدين جهت، تمام نيروى خود را بسيج كرده بود. اين خبر به رسول گرامى (ص) رسيد. آن حضرت با لشكرى به منظور سركوبى مهاجمان حركت كرد. شب و روز راه مىپيمود تا به نزديك چاه مريسيع «٢» رسيد. چون خبر حركت لشكر اسلام به دشمن رسيد، عدّهاى مرعوب شده و فرار كردند. پيامبر (ص) به سپاهيان سفارش كرد كه چنان هماهنگ به دشمن يورش برند كه گويى يك نفر حمله كرده است. «٣» نيروهاى اسلام به دشمن يورش برد و هنوز ده نفر از آنان را نكشته بودند كه همگى تسليم شدند. و مسلمانان به غنايم بسيارى از جمله پنج هزار گوسفند و دو هزار شتر دست يافتند. «٤» همان طور كه ملاحظه شد، تمركز قوا نقش مهمى در پيروزى سريع لشكر اسلام داشت كه چون مشتى واحد بر سينه خصم فرود آمد و توان مقاومت را در همان لحظه اوّل از آنان گرفت و آنان را از پا درآورد.
خدعه و فريب يكى از مهمترين تدابير عملياتى «خدعه» است كه در كسب پيروزيهاى نظامى، مىتواند سهم بسزايى داشته باشد. خدعه يعنى اظهار خلاف واقع به منظور گمراه كردن