عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٧
فرماندهان جنگ فرصت مىدهد كه بيشترين امكانات خود را در محور اصلى عمليات متمركز كنند و ديگر مناطق را از نيرو خالى نكرده بلكه قسمتى ديگر را به عنوان نيروى احتياط در نظر بگيرند.
به يك شاهد تاريخى توجه نماييد:
استاندار كوفه خبر تحركات ارتش كسرى پادشاه ايران در ناحيه مرزى و تجمع آنها و احتمال تهاجم به مركز حكومت اسلامى را گزارش كرد و «عمر» را از اين موضوع باخبر ساخت.
وى موضوع گزارش را در اجتماع مسلمانان مطرح و از آنان نظر خواست. يكى از كسانى كه اظهار نظر كرد عثمان بود. او گفت: نيروهاى كليه مناطق (كوفه، بصره، شام و يمن) بسيج شوند و همگى راهى منطقه عملياتى گردند و خليفه نيز آنان را فرماندهى كند. اين نظر مورد قبول عمر و ديگران واقع شد. آن گاه علىعليهالسلام لب به سخن گشود و فرمود:
اگر تمام نيروهاى شام از آن منطقه خارج شوند، روم از فرصت استفاده كرده و بدانجا هجوم مىآورند. اگر اهل يمن، آنجا را ترك كنند، حبشه دست به تهاجم زده، يمن را تصرف خواهد كرد. همچنين اگر مركز حكومت از نيروهاى نظامى خالى شود، قبيلههاى عرب مىشورند و عرصه را بر تو چنان تنگ و دشوار مىسازند كه درگيريهاى داخلى از جنگ با دشمن خارجى با اهميتتر شود. از اين رو نيروهاى اين مناطق در جاى خود ثابت بمانند و به اهل كوفه بنويس كه دو سوم آنها آماده نبرد شوند و يك سوم باقى بمانند و به اهل بصره نيز بنويس كه لشكر كوفه را با برخى از نيروهاى خود پشتيبانى كند.
ايرانيان نيز چون بنگرند كه خليفه مسلمانان به جبهه آمده است گويند: اين اميرشان است. پس گستاخ شوند و بىباكانه حمله كنند. در مورد آنچه كه از حركت و بسيج شدن به سوى ما ذكر كردى نيز اين را بدان كه خداوند چيرگى آنان را دوست ندارد و خودش بر دگرگون ساختن آنچه دوست ندارد، تواناتر است. درباره اينكه گفتى نيروى آنان زياد است، افزونى سپاهشان اهميتى ندارد، زيرا ما تاكنون با عدّه و عُدّه بىشمار به جنگ نرفتهايم، بلكه پيروزى ما با فتح و نصرت الهى بوده است.