عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٤
فرياد برآورد: اينك با شمشيرها (با دشمن درگير شويد.) پس از مدتى كه با شمشير دشمن را از پا درآورديم، جارچى آن حضرت صدا زد: اكنون به قطع پاهاى دشمن بپردازيد. لحظاتى نيز به همين صورت گذشت كه اين بار دستور رسيد: همگى به سوى شتر (عايشه، مقرّ فرماندهى) يورش بريد كه با حمله به سوى شتر و قطع پاهاى آن، مقرّ فرماندهى سقوط كرد و نيروهاى شكست خورده دشمن متفرّق شدند. در اين مرحله نيز دستور مناسب و بموقع از سوى امام على (ع) صادر شد: مجروحان را نكشيد، فراريان را تعقيب نكنيد و «١» همان گونه كه ملاحظه مىكنيد يك سير طبيعى بر اين نبرد حاكم بود؛ از آغاز حركت تا لحظه نهايى پيروزى تمام نيروها چون اعضاى يك پيكر متحد، هماهنگ و متناسب با يكديگر عمل كردند و سرانجام، شاهد پيروزى را در آغوش كشيدند و دشمن را وادار به شكست كردند. به يقين، ميزان زيادى از اين موفقيّت را بايد در سايه وحدت فرماندهى دانست؛ زيرا فرمانده، نيروها را از نقطه آغازين حمله تا پايان آن و پس از پيروزى با تسلّط خاصى هدايت كرد و همه جناحهاى مختلف را تحت كنترل دقيق خود داشت و به صورت هماهنگ، دستور حمله به مواضع استراتژيك و گاه عقبنشينى را صادر كرد.
هماهنگى هماهنگى از زيباترين پديدههايى است كه سايه خود را بر تمام نظام آفرينش گسترده است. در جاى جاى اين مجموعه موزون، هماهنگى به چشم مىخورد، چنان كه خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد: آن خدايى كه هفت آسمان را به طبقاتى منظم بيافريد و هيچ در نظم خلقت خداى رحمان بىنظمى و نقصان نخواهى يافت. «٢» در زمينه اهميّت هماهنگى همين بس كه يكى از راههايى است كه ما را در پهنه گيتى به توحيد و يكتاپرستى رهنمون مىگردد. هماهنگى در كارهاى نظامى كه موضوع بحث ماست به لحاظ حساسيت آن از اهميت بسيار زيادى برخوردار است، و از موجبات