عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٣
قبل از آغاز جنگ صفين، حضرت على (ع) دوازده هزار نفر از نيروهاى خود را به عنوان پيش قراولان سپاه به سوى دشمن اعزام كرد. فرماندهى بخشىازآنان را برعهده «شريح هانى» گذاشت وفرماندهى بخشى ديگررابه «زيادبن نضر» سپرد. اميرمؤمنان (
عوامل پيروزى و شكست ٣٠٣ ب - اقدامات تأمينى:
ص : ٣٠١ ع) به منظور جلوگيرى از پيامدهاى سوء تك روى و اختلاف و براى دعوت به همكارى بين نيروها طّى نامهاى به آن دو نوشت:
مسؤوليت و فرماندهى نيروهاى پيشگام با زيادبن نضر است و شريح نيز فرماندهى بخشى از آنها را به عهده دارد. اگر در مسير خود از هم جدا بوديد، هريك فرمانده نيروهاى خود بوده و در صورت اجتماع، فرماندهى كل نيروها با زيادبن نضر است. «١» ب- نقش وحدت فرماندهى در پيروزى:
وحدت فرماندهى، درايجاد هماهنگى بين نيروها، اتحاد و يگانگى، صفاو صميميّت و همسو كردن تلاشهاى متفرقه آنان و ... نقش تعيين كنندهاى را ايفاى مىكند. هر يك از موارد بالا در پيشرفت امور نظامى و رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده بسيار مؤثر است. اينك به بيان يك نمونه عينى در جنگ جمل مىپردازيم كه به خاطر اصل وحدت فرماندهى، روند جنگ در تمام مراحل عمليات بخوبى پيش رفت و به پيروزى نيروها منجر شد. يكى از نيروهاى حاضر در جنگ جمل فرماندهى حضرت على (ع) را در آن جنگ اين گونه توصيف مى كند:
پس از تنظيم صفوف و دستهبندى نيروها آن حضرت فرمود: تا دستور ندادهام حمله نكنيد؛ يعنى هر كس از پيش خود تصميمى نگيرد و خودسرانه عمل نكند. در اين هنگام همه منتظر بودند تا دستور حمله از سوى فرماندهى صادر شود. همه چشمها به يك سو دوخته شده بود و همه گوشها منتظر شنيدن صداى يك فرمانده، و آن على (ع) بود. در اين هنگام دستور حمله از سوى اميرمؤمنان صلوات الله عليه در حالى كه بسيار دقيق و حساب شده بود و اوضاع را بطور كامل زير نظر و كنترل داشت صادر شد. در ابتدا بنا به دستور آن حضرت با نيزههاى خود وارد عمل شديم، ناگاه جارچى حضرت على (ع)